خیلی از ورزشکاران از اینکه موقع تمرین انرژی لازم را ندارند و نمی توانند از حداکثر توانشان بهره ببرند شکایت دارند. کلید حل این مشکل می تواند در تغذیه ی قبل از تمرین ورزشی نهفته شده باشد. مقاله ای که در قسمت زیر آمده می تواند تا حدود زیادی به افراد ورزشکار کمک کند تا بازدهی بهتری در حین تمرین داشته باشند.
معمولا ورزشکاران بر روی غذای قبل از ورزش تاکید زیادی دارند و باور دارند که این امر، عنصر کلیدی در اجرای حرکات ورزشی است. باید به یاد داشته باشیم غذایی که در طول دوره تمرین نیز مصرف میشود، مهم است.
غذایی که قبل از تمرین خورده میشود، باید به عنوان یک موقعیت خوب برای تنظیم صحیح میزان کربوهیدرات و مایعات بدن در نظر گرفته شود و راحتی ورزشکار را در طی ورزش تضمین کند.
چه زمانی باید غذا بخوریم؟
غذایی که قبل از تمرین مصرف میشود، فقط هنگامی مفید است که هضم و جذب شود. یعنی شما باید زمان غذای دریافتی تان را طوری تنظیم کنید که سوخت مورد نیاز در طول تمرین، در دسترس سلول های بدنتان باشد.
زمان لازم برای هضم، به نوع و میزان غذایی که مصرف شده است بستگی دارد. عموماً هضم غذاهای پُرچرب، پُر پروتئین و پُر فیبر نسبت به بقیه غذاها نیاز به وقت بیشتری دارد و ممکن است باعث ناراحتی معده در طول ورزش شود. هضم غذاهای پرحجم نیز زمان بیشتری میگیرد.
شما باید خودتان تجربه کنید که چه نوع زمان بندی تغذیهای، نیازهای فردی شما را برآورده میکند. عموماً، ورزشکارانی که مشغول ورزشهایی با شدت کم هستند یا ورزش هایی که وزن بدن با وسیله دیگری تحمل میشود، نسبت به ورزشهای دیگر مثل دو که شکم در طول ورزش تکان میخورد، میتوانند میزان بیشتری غذا در معده خودشان تحمل کنند.
یک راهنمایی کلی این است که 4-3 ساعت قبل از تمرین غذا بخورید یا این که 2-1 ساعت قبل از ورزش، یک غذای سبک میل کنید.
چه باید بخوریم؟
غذایی که قبل از تمرین خورده میشود، باید منبع خوبی از کربوهیدرات باشد. همچنین باید کم چربی و با فیبر متعادل برای کمک به هضم و کاهش خطر ناراحتی معده و روده باشد.
در موقعیتهای خاص ورزشی ممکن است مهم باشد که بر میزان کربوهیدرات و مایع مصرفی، زیاد تاکید کنیم. همچنین این امر نیز مفید است که هدفهای تغذیهای دیگر را هم هنگام انتخاب خوراک قبل از تمرین، مد نظر داشته باشیم، یعنی غذاهایی را انتخاب کنیم که دارای انواع زیادی مواد مغذی شامل پروتئین، ویتامین و مواد معدنی باشند.
غذاهای مناسب برای سه تا چهار ساعت قبل از تمرین
- نان فانتزی با مربا یا عسل + شیر
- سیب زمینی آب پز + پنیر + شیر
- لوبیای آب پز با نان تست
- غلات فرآوری شده ی صبحانه(سریال) + شیر
- نان با پنیریا گوشت + موز
- سالاد میوه یا میوه + ماست
- ماکارونی یا برنج با سس با محتویات کم چرب (مثل گوجه فرنگی، سبزیجات، گوشت کم چربی)
خوراکهای مختصر و مناسب برای یک تا دو ساعت قبل از تمرین
- غذای مایع
- MILK SHAKE (مخلوط شیر و شربت و بستنی) یا شربت میوه ی صاف شده
- خوراکی های مخصوص ورزش(برچسب آن را از نظر کربوهیدرات و پروتئین کنترل کنید)
- غلات فرآوری شده صبحانه + شیر
- کمی خوراک تهیه شده از حبوبات
- ماست میوهای
- میوه
خوراکهای مناسب برای مدت کمتر از یک ساعت قبل از تمرین
- نوشیدنیهای ورزشی
- ژل کربوهیدرات
- داروهای تقویتی
- قطعههای خوراکی مخصوص ورزش
- آب نبات ژلهای
تعداد اندکی از اشخاص درصورت مصرف کربوهیدرات در طول یک ساعت قبل از ورزش، بدنشان عکسالعمل شدیدی نشان میدهد، این موضوع در همین مقاله بررسی میشود.
آیا غذاهای با شاخص گلیسمی پایین، بهترند؟
شاخص گلیسمی یا (GLYCEMIC INDEX)GI میزان تأثیر ماده غذایی کربوهیدراتی را در افزایش قند خون نشان می دهد.
غذاهای محتوی کربوهیدرات اثرات متفاوتی بر روی قند(گلوکز) خون دارند. غذاهای با شاخص گلیسمی پایین باعث آزاد سازی آرام و پیوسته ی گلوکز در خون میشوند مثل: سیب، گلابی، گریپ فروت، لوبیا، عدس، آلبالو، گیلاس، انجیر، برگه زردآلو، هلو، آلو، بستنی، شیر، ماست، سوپ گوجه فرنگی، بادام زمینی.
در حالی که غذاهای با شاخص گلیسمی بالا باعث افزایش سریع و کوتاه مدت گلوکز خون میشوند مثل عسل، شکلات، ذرت، نان سفید، کشمش، آب نبات، بیسکوییت، هویج، آب پرتقال، کدو حلوایی و سیب زمینی پخته.
بر این اساس توصیه شده که غذاهای با GI پایین، بهعنوان غذای قبل از ورزش استفاده شوند، چون میتوانند باعث آزاد سازی آهسته و پیوسته گلوکز در خون شوند و سطح گلوکز خون را برای مدت بیشتری پایدار نگه دارند.
در هر حال، تحقیقات تا کنون نتوانسته است ثابت کند که مصرف غذای با GI پایین، قبل از تمرین و در طول اجرای آن، برای همگان مفید است. به علاوه مصرف کربوهیدرات (مثلاً نوشیدنیهای ورزشی) در طول تمرین، سطح سوخت بدن را در طول فعالیت بالا نگه می دارد و تحقیقات نیز نشان داده که این عمل، تاثیرات سوء انواع کربوهیدرات در غذای قبل از تمرین را نیز در برندارد.
اگر شما مشغول ورزش استقامتی هستید که در طول آن دریافت کربوهیدرات اضافی مشکل است، ممکن است آرزو کنید که کاش قبل از تمرین، یک غذای با GI پایین را امتحان میکردید.
البته در نظر داشته باشید بسیاری از غذاهای با GI پایین (مثل عدس، فرنی و حبوبات) ممکن است مناسب نباشند و احتمال اینکه باعث ناراحتی معده شوند نیز زیاد است.
نویسنده : sportbody
تاریخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392
هدفتان هر چه که باشد، کاهش ۱۰ یا ۲۰ پوندوزن، سه یا چهار روز در هفته به باشگاه رفتن، آنها را روی کاغذ آورده و لیست تهیه کنید. پس از فهرست کردن هدف ها، برای هر کدام برنامه ای دقیق و جزء به جزء برای رسیدن به آنها تدوین کنید.
حتماً برای شما هم پیش آمده است که تعطیلات سال نو را با پرخوری گذرانیده اید، در حالیکه در رویاهایتان با خود تصمیم می گرفتید که پس از اتمام تعطیلات، طی بهار، همه ی تلاش تان را می کنید تا این وزن اضافه ی به دست آمده را کمکنید تا تابستان بتوانید از هیکل جذاب و متناسب خودتان لذت ببرید.
در این مقاله ۹ راه برای تبدیل رویاهای شما به واقعیت آوردهایم. با ما همراه باشید اگر می خواهید تعطیلات تابستان کنار دریا خوش بگذرد.
۱)هدف هایتان را روی کاغذ بیاورید.
هدفتان هر چه که باشد، کاهش ۱۰ یا ۲۰ پوند وزن، سه یا چهار روزدر هفته به باشگاه رفتن، آنها را روی کاغذ آورده و لیست تهیه کنید. پس از فهرستکردن هدف ها، برای هر کدام برنامه ای دقیق و جزء به جزء برای رسیدن به آنها تدوینکنید. پس از انجام این کار، هر روز به این صفحات نگاهی انداخته و روند کار را بررسیکنید.کپی های مختلفی از آن را در مکان های مختلف، در ماشین، روی میز کار، روییخچال، در اتاق خواب، روی آینه ی حمام و ... نگاه دارید تا همیشه به یاد آن باشید.
۲)به دنبال شریکی برای تمرینات خود باشید.
انگیزه کمک می کند تا همیشه طبق برنامه پیش بروید. معمولاً اگربرای انجام تمرینات تنها باشید، زیاد از آن لذت نخواهید برد. در صورتیکه اگر دوستیشما را همراهی کند، هم انگیزه ی بیشتری پیدا خواهید کرد و هم از زمان خود لذتخواهید برد.
۳)مربی خصوصی بگیرید.
گرفتن یک مربی خصوصی خوب و کارآمد، بهترین سرمایه گذاری است کهمی توانید در این زمینه انجام دهید. درست است که اینکار کمی برایتان گران تمامخواهد شد، اما بدانید که ارزشش را دارد. مطمئناً اگر با یک مربی خصوصی تمرینات راانجام دهید، نتیجه ی بهترین در مقایسه با تنها تمرین کردن نصیب تان خواهد شد.
۴)روند پیشرفت خود را پیگیری کنید.
همانطور که در اول کار اهداف و استراتژی های خود را روی کاغذآوردید، چه چیز بهتر از بررسی روند پیشرفت تان جلوی آینه خواهد بود؟ سعی کنید هرروز یا هر هفته روند پیشرفت تان را یادداشت کنید. اینکار می تواند منبع محرک بسیارخوبی برای شما باشد.
۵)اهدافتان را متصور بسازید.
هدف داشتن به تنهایی کافی نیست؛ شما باید اهداف تان را در سرمتجسم کنید. این کار به شما برای رسیدن به اهداف بلند مدت و کوتاه مدت تان کمک خواهد کرد. به طور مثال اگر می خواهید دو تکرار به هر کدام از تمرینات خودبیفزایید، باید قبل از انجام آن تمرین خود را از نظر ذهنی برای آن آماده کنید. فقط کافی است که چشمان تان را ببندید و عمل را در ذهن تان با موفقیت انجام دهید.
۶)عجله نکنید.
همه ی شما این ضرب المثل را شنیده اید: "یک شبه نمی تواند ره صدساله رفت."حتی اگر در ۱۰ روز یک پوند وزن کم کنید، یا طی ۶ هفته فقط ۲% از حجم چربی بدن تان را کاهش دهید، باز هم پیشرفت محسوب خواهد شد. برای دستیابی به اهداف مختلف،عجله نکنید. خستگی ناشی از عجله کردن، شما را از ادامه ی مسیر باز می دارد.
۷)واقع بین باشید.
قبل از شروع بدانید که مسائلی در زندگی تان مثل: کار، خانواده،تحصیل و ... هستند که ممکن است باعث از هم گسیختن برنامه تان شود. از اینرو، سعی کنید اهدافی قابل دستیابی در مدت زمان معقول طرح ریزی کنید.
۸)انعطاف پذیر باشید.
اگر یک روز صبح به خاطر شدن بارندگی یا برف یا هر مشکل دیگرنتوانستید به باشگاه بروید و تمرینات تان را انجام دهید، کج خلقی نکنید. به جای دلسرد شدن از کار، می توانید آن تمرین را برای آینده دوباره برنامه ریزی کنید. ازاینکه نتوانستید خود را به باشگاه برسانید احساس گناه نکنید. بلکه به جای آن سعی کنید آنچه در توان دارید را همانجا که هستید انجام دهید.
۹)یک روز مرخصی بگیرید.
مطمئن باشید با یک روز مرخصی رفتن زحمات تان به باد نخواهد رفت. سعی کنید از آن روز مرخصی خود بهترین استفاده را ببرید. به سینما بروید، کتاب بخوانید یا با دوستان نهار بیرون بروید. با اینکار خواهید توانست از یکنواختی بیرون آمده و انرژی بیشتری برای ادامه ی برنامه کسب کنید.
● به اهدافتان خواهید رسید
تبریک می گویم! توانستید آن ۹ کیلو وزن اضافه را کم کنید، ۶ تکه کردن شکم تان را به خوبی انجام دادید و به همه اهدافی که در سر داشتید رسیدید. حالادو انتخاب دارید:
۱)همان اهداف بدنسازی را همچنان نگاه دارید؛
۲)اهداف معقول و قابل حصول دیگری برای خود تعیین کنید تا ثابت کنید که مغرور و از خود راضی نیستید و در همه حال فردی فعال و پرجنب و جوشید. حق انتخاب با خودتان است!
نقش ورزش در سلامتی دانش آموزان طبق بررسیهای انجام شده ، كودكان و نوجوانان به طور كامل فعال و با تحرك نیستندو نیاز استبچه ها به ورزشهایی بپردازند كه برای بهبود بیماریهای قلبی و نیزارتقاء سلامت بلندمدت آنها مفید باشد. متاسفانه دخترها در خلال سن بلوغ و پس از آن كمتر از پسرها بهورزش می پردازند که این روند علاوه بر تاثیر منفی که در سلامت جسمانی مادران فردادارد در آینده نیزحتی با درمان های پزشكی هم قابل درمان وجبران نیست.
ورزشچگونه سلامتی كودكان را تامین می كند
كنترل وزن ارتباط بین فعالیت فیزیكیو چاقی درسنین پایین كاملاً مشخص نیست و مطالعات مربوط به آن هم نتایج ثابتی را دراختیار متخصصان قرار نمی دهد. با این وجود، با افزایش وزش و تحرك و نیز كاهش مصرفكالری می توان وزن را كاهش داد.
نگرانی افزایش وزن بین كودكان و نوجوانانكاملاً به جا و منطقی است. بچه های چاق در معرض بیماریهای فشار خون، دیابت نوع دوم،نامنظمی هورمون رشد، مشكلات تنفسی و استخوان قرار دارند. این بیماران از فقداناعتماد به نفس و روابط اجتماعی رنج می برند.
رشد و نمو استخوان ورزشباعث تاثیرات ثابت در رشد و نمو استخوان می شود. فعالیت بدنی ، خطر ابتلا به پوكیاستخوان را با افزایش غلظت مواد معدنی كاهش می دهد. تحقیقات انجام شده در مورد 40پسر بالغ كه به مدت 30 دقیقه و سه بار در هفته به ورزش می پرداختند حاكی از آن بودكه، حجم استخوان كمر و پا، و غلظت مواد معدنی در بدن آنها دو برابر كسانی است كهتحرك كمتری داشتند.
نتیجه این تحقیق در مورد 45دختربالغ هم مثبت بود. محققان معتقدند كه میزان حجم استخوان حتی پس از توقف ورزش كاهش نمی یابد. آنها بهاین نتیجه رسیده اند كه انجام حركات ورزشی قبل از سن بلوغ درصد شكستگی استخوان راپس از سن یائسگی تقلیل می دهد.
مراقبت ازقلب و رگهای خونی اغلب ،بیماریهای قلبی عروقی در بزرگسالان نمایان می شود، با این وجود در سنین پایین همممكن است كه با آنها مواجه شویم. تحقیقات نشان می دهد كه ورزشهای هوازی در جلوگیریاز بیمارهای قلبی عروقی بزرگسالان بسیار موثر است، اما در مورد بچه ها هنوز نامشخصاست.
سلامت فكری و ذهنی با توجه به آخرین شواهد، ورزش در بهبود افسردگیو اضطراب بزرگسالان وكودكان بسیارموثر است . فعالیت بدنی یكی از راهكارهای مبارزهبا هیجان روحی است. با توجه به برسی های انجام شده در مورد 220 بزرگسال مؤنث مضطربو نگران، آن دسته از افرادی كه در برنامه های ورزشی سخت شركت می كنند كمتر از تنشهای فیزیكی و روحی رنج می برند.
برنامه ریزی وایجاد انگیزه بین داشآموزان
مهمترین نكته برای دبیران ورزش این است كه بهطور مثبت تمایل دانشآموزان را به ورزش زیاد كنند و نیز دریابند كه هر فعالیت بدنی برای فرد خاصی مناسباست و با توجه به سن، موقعیت فیزیكی، مراحل پیشرفت و میزان علاقه دانش آموزان مناسبترین فعالیت بدنی را به آنها توصیه كنند. . كودكان ناتوان نسبت به هم سن و سالانتوانای خود كمتر با ورزش آشنایی دارند. جالب این كه این افراد برای افزایش قدرتبدنی و تناسب اندام خود به ورزش بیشتری هم نیازمندند ، بنابراین باید تك تك افراد،مدارس و مؤسسات مختلف نهایت سعی خود را بكنند تا روز به روزاین انگیزه مثبت را بیندانش آموزان افزایش دهند. مربیان ورزش می توانند با تهیه فهرستی از فعالیتها، بهمیزان مصرف انرژی و تحرك بدنی دانش آموزان پی ببرند. درضمن این روش به مربیان كمكمی كند تا ورزش هایی را پیشنهاد كنند كه متناسب با سن، اندام، علاقه و موقعیت بدنیآنها باشد.
قابل توجه است كه هیچ ورزشی به تنهایی برای سلامتجسمانی و روانی نوجوانان و كودكان مفید نیست. این نكته بسیار مهم است كه با كمكاولیاء بتوانیم فعالیتهای بدنی را انتخاب كنیم كه با سن و توانایی فیزیكی بچه هامتناسب باشد. یكی از اهداف اصلی متخصصان این است كه بتوانند 30 دقیقه ورزش سبك وآرام را در اكثر روزهای هفته دانش آموزان بگنجانند. پیاده روی و دویدن آرام، باعثتناسب همه جانبه وسلامت روز افزون می شود.
باید دقت كنیم كه نظارت دقیق وهمه جانبه هم در انجام حركاتهای فیزیكی بسیار مهم است. بچه ها نباید اجسام سنگینبلند كنند، ضمناً باید تا رشد كامل اسكلت بدنشان از پرتاب وزنه خودداریكنند.
گاهی اوقات مربیان بچه ها را به انجام ورزشهایی وا می دارند كه متناسببا توانایی آنها نیست. متخصصان به افراد مبتلا به بیماری ضعف رباط ها پیشنهاد میكنند تا بیشتر به شنا و دوچرخه سواری بپردازند و از ورزشهایی مثل بسکتبال كه منجربه پیچ خوردگی می شود اجتناب كنند.
اصول ایمنی درورزشمدارس
رعایت اصول ایمنی مهم ترین عامل به شمار می رود. با این وجود حوادثناگوار مربوط به ورزش بسیار شایع است. یكی از بررسی ها حاكی از آن است كه 22 درصداز بچه های مدرسه ای طی انجام فعالیتهای بدنی مصدوم می شوند و اغلب این حوادث همبسیار جدی است. با بكارگیری روشهای دقیق و حساب شده می توان از این ناراحتی هاجلوگیری كرد..
به عنوان مثال، اولیاء باید به طور كامل دریابند كه آیا درمكانهای ورزشی كاملاً نكات ایمنی را رعایت میشودیا خیر،مسئولین نیزباید متوجه باشندکه مکان های ورزشی باید عاری از پستی وبلندی وبا فاصله مناسب از دیوار وموانع احداثگردند. با وجود این كه حفظ روحیه رقابت بین بچه ها بسیار مهم و مثبت است، باید آنهارا ازهل دادن یكدیگر به خصوص در مناطق خطرناك منع كنیم. شایان ذكر است كه بچه هاهنگام احساس درد در بدنشان نباید ورزش كنند و نیز نباید با مصرف مسكن در اینفعالیتها شركت كنند. مربیان و اولیاء باید بدانند كه صدمات و آسیب های بدنی ممكناست در آینده به ناتوانی ودر نهایت فلج اعضا بدن منجر شود.
به منظور اطمینانبیشتر، كودكان و نوجوانان باید برای هر ورزشی از وسیله ایمنی مناسب آن استفادهكنند. مثلاً هنگام فوتبال علاوه بر استفاده ازكفش های مناسب ،از فلمبند نیز استفادهنمایند. .
باید به كودكان و نوجوانان توصیه كنیم كه هنگام ورزش در معرضآفتاب، از كلاه و عینك آفتابی استفاده كنند. به منظور جلوگیری از فقدان آب، باید بهآنها آموزش دهیم كه قبل و بعد از حركات فیزیكی و نیز هنگام انجام ورزش هایی كه بیشاز 20 تا 30 دقیقه به طول می انجامد از مایعات استفاده كنند
سایر مطالب - بر اساس نظریاتی که ریشه در یک پیشگویی از مایای باستان دارد، روز 21 دسامبر / 30 آذر سال 2012 / 1391 روز موعود است و دنیا به پایان خواهد رسید. آیا واقعا چند روز تا آخرالزمان باقی مانده است؟
آخر دنیا نزدیک است! بر اساس نظریاتی که ریشه در یک پیشگویی از مایای باستان دارد، روز 21 دسامبر / 30 آذر سال 2012 / 1391 روز موعود است و دنیا به پایان خواهد رسید!
در ادامه، پنج پدیده که طبق پیشگویی مایایی زمین را نابود میکند، بررسی شده است. شاید شما هم پس از به پایان بردن این مطلب، نظر دیگری درمورد این پیشگویی پیدا کنید.
پدیدهای فضایی، قطبها را میچرخاند
در برخی پیشگوییها پیرامون محشر 2012 گفته شده که زمین به واسطه برخورد یک شهابسنگ دچار جابجایی قطبها میشود، یا زمین در اثر پدیدهای نادر 27هزار سالنوری را یکشبه طی میکند و در مرکز کهکشان راه شیری قرار میگیرد؛ و یا داخل زمین به دلیل تشعشعات شدید خورشیدی ناپایدار میشود و به مکانی ناامن برای ساکنانش تبدیل میشود!
جابجایی قطبها اینگونه رخ میدهد که پوسته و گوشته زمین ناگهان جابجا میشوند و با گردش به دور هسته بیرونی زمین، شهرهای ویران را به قعر خود فرو میبرند.
آدام مالوف، یکی از زمینشناسان دانشگاه پرینستون روی پیشگویی جابجایی قطبها مطالعه کرده و این ایده آرماگدون 2012 را به چالش کشیده است. به گفته وی، شواهد مربوط به مغناطیس سنگها دال بر این است که قارههای زمین در گذشته چنین نوآرایی شدیدی را تجربه کردهاند ولی این فرآیندی میلیونها سال به طول انجامیده و آنقدر آهسته اتفاق افتاده که انسان نمیتواند چنین چیزی را درک کند.
سیارهای ناشناخته در راه برخورد با زمین
چند سال پیش، تلسکوپ فضایی هابل تصویری بینظیر از ستاره متغیر 838 صورتفلکی تکشاخ را در فاصله بیستهزار سالنوری تهیه کرد که ستارهای از نوع غولسرخ را همراه با غبار اطرافش نشان میداد؛ اما برخی پیدا شدند و گفتند این تصویر حاوی شواهدی از یک دنیای موهومی با نام سیاره ایکس ونیبیرو است و در مسیری واقع شده که تا سال 2012 به زمین اصابت خواهد کرد.
این در حالی است که به گفته دیوید موریسون، یکی از اخترشناسان ناسا، «هیچ چیزی در آنجا وجود ندارد و این نزدیکترین چیز به حقیقت است! اگر آنجا یک سیاره یا یک کوتوله قهوهای و یا هرچیز دیگری وجود داشته باشد که 3 سال تا ورود به منظومه شمسی فاصله داشته باشد، منجمان قطعا از یک دهه قبلتر آنرا شناخته و در حال مطالعهاش بودند! از آن بدتر اینکه اگر چنین چیزی واقعا وجود داشته باشد، حتی امروز با چشم غیرمسلح باید دیده شود».
منشا این ایده در واقع پیش از آغاز شایعات پیرامون 2012 بود. زنی که ادعا میکرد از بیگانگان پیغام میگیرد، محشر نیبیرو را شایع کرد، تازه او اعلام کرده بود دنیا در سال 2003 به پایان میرسد و نه 2012.
مقارنه خورشید و کهکشان به محشر میانجامد
برخی رصدگران آسمان باور دارند که سال 2012، مقارنه آسمانی بینظیری روی خواهد داد که برای اولین بار در 26هزار سال گذشته اتفاق میافتد. بر پایه این سناریو، مسیر خورشید در آسمان از نقطهای میگذرد که قلب کهکشان راهشیری در آنجا قرار گرفته است.
برخی نگران آنند که نیروی گرانش خورشید و نیروهای ناشناخته و بسیار قدرتمند کهکشانی یکدیگر را تقویت کنند و و مثلا با پدید آوردن یک جابجایی قطبی یا کشاندن زمین به داخل ابرسیاهچاله فوقالعاده عظیمی که در قلب کهکشانمان لانه گزیده، آخرین روز زمین را رقم بزند.
این درحالی است که هیچ مقارنه یا نظم کهکشانی جدیدی در سال 2012 وجود ندارد. هرسال بههنگام انقلاب زمستانی خورشید در نقطهای از آسمان واقع میشود که بسیار نزدیک به مرکز کهکشان راه شیری است. شاید نویسندگان زیجها و تقویمهای نجومی از چنین مقارنههایی هیجانزده شوند، ولی واقعیت آن است که چنین پدیدههایی فقط ظاهری است و برای اهل دانش معنی خاصی ندارد. مثال مشهور دیگر، قمر در عقرب است که ماهی یکبار اتفاق میافتد و هیچ تاثیر و تغییری در کشش گرانشی، تشعشعات خورشیدی، مدار سیارات یا هر چیز دیگری که حیات روی زمین را تحت شعاع قرار دهد، ندارد.
مایا آخر دنیا را در سال 2012 پیشگویی کرد از آپولیناریو شیلی پیکستون نپرسید که آیا پایان دنیا در 2012 است یا نه. ریشسفید سرخپوست مایا که در اکتبر 2009 / مهر 1388 در گواتمالا روی صفحه تلویزیون ظاهر شد، اعلام کرد که از این دامن زدن به این موضوع خسته شده است.
به گفته برخی باستانشناسان، تقویم مایا آنطور که برخی دیگر اظهار میکنند در سال 2012 به پایان نمیرسد و قدیمیها هم هرگز این سال را به عنوان پایان دنیا نمیشناختند. اما روز 21 دسامبر 2012، روز مهمی برای تمدن مایا است.
آنتونی اونی، باستان-اخترشناس در دانشگاه کلگیت در ایالت نیویورک میگوید: «این زمانی است که بزرگترین دوره در تقویم مایا (یک میلیون و 872هزار روز یا 5125.37 سال) به پایان میرسد و دوره جدید آغاز میشود. در دوران اوج شکوه امپراتوری مایا، آنها تقویم بدون تکرار «شمارش بلند» را اختراع کردند؛ تقویمی با دورهای بسیار طولانی که از بنیانهای فرهنگی نشات میگیرد و به مسئله خلقت بازمیگردد. دوره کنونی تقویم شمارش بلند در آنچه مایا به عنوان آغاز آخرین دوره آفرینش (11 آگوست 3114 پیش از میلاد) میداند، در انقلاب زمستانی 2012،به پایان میرسد. مایا این تاریخ را که هزاران سال پیش از تمدنش است را به عنوان «روز صفر» یا 13.0.0.0.0. نوشته است و در دسامبر 2012 تقویم گردشی مجددا به روز صفر میرسد و بازه طولانی دیگری آغاز میشود. این ایده حاکی از آن است که زمان و تمام جهان تجدید میشود، چه بسا بعد از سپری شدن دورهای پراسترس. این درست مشابه شرایطی است که ما همیشه در روز اول سال، سال را نو میکنیم یا حتی در صبح بعد از تعطیلات آخر هفته».
طوفانهای خورشیدی زمین را ناآرام میکنند
برخی دیگر شایع کردهاند که در 2012، خورشید فورانهای مهلکی از شرارههایش تولید میکند که حرارتش، زمین را بر سر زمینیان ویران میکند.
فعالیتهای خورشیدی در بازههایی تقریبا 11 ساله تغییر میکند. البته طوفانهای بزرگ خورشیدی میتواند با اختلال در عملکرد ماهوارهها و سیستمهای مخابراتی و انتقال برق، بخصوص در عرضهای جغرافیایی نزدیک به قطب، به جوامع و دیگر سیستمهای زمینی آسیب برساند، ولی هیچ نشانهای حداقل در کوتاه مدت، دال بر این وجود ندارد که خورشید طوفانهایی به پا کند که از شدتش سیارهمان بریان شود. از سوی دیگر، اخترشناسان براساس دورههای یازدهساله فعالیت خورشید پیشبینی میکنند که اوج فعالیت خورشید یکی دو سال دیرتر از 2012 اتفاق بیفتد.
پس 2012 چه اتفاقی میافتد؟
بسیاری از پژوهشگران که شواهد پراکنده مقبره مایا را واکاوی میکنند، عقیده دارند که امپراتور به روشنی پیشگویی کرده که هر چیز ویژهای در 2012 اتفاق خواهد افتاد.
مایا، نگارهای بر جای گذاشته که حتی اگر زمانی برایش مشخص نکرده باشد، به سناریوی پایان جهان در صفحه پایانی متن تقریبا 1100 صفحهای که به عنوان «دستنوشتههای درسدن» شناخته میشود، پرداخته است. مطابق توصیف این نگاره، جهان توسط یک سیل نابود میشود. این سناریویی است که بسیاری از فرهنگها به آن پرداختهاند و احتمالا توسط مردمان باستان هم تجربه شده است.
به باور آنتونی اونی، منظور سناریوی دستنوشتهها فقط خوانده شدن به صورت لفظی نبوده؛ بلکه به عنوان درسی در رابطه با رفتار انسان بوده است. او تقویم بدون تکرار مایا را به تجدید دوره سال نوی خودمان تشبیه میکند؛ دورهای از فعالیتهای پرآشوب و پراسترس به پایان میرسد و دوره جدید مثل تولدی دوباره آغاز میشود که در آن بسیاری افراد تصمیم به بهبود زندگی خود میگیرند.
آیا 2012 پایان جهان خواهد بود؟ روزی که درآن به دلیل وقوع یکی از حوادث طبیعی مانند برخورد یک سیارک به زمین همه انسان ها در سرارجهان خواهند مرد و حیات بر روی زمین از بین خواهد رفت؟بدون شک نخستین جوابی که به ذهن بسیاری از ما خطور خواهد کرد "خیر"خواهد بود. پایان دنیا در این سال غیرممکن است.
اما از کجا اینقدر مطمئنیم؟ چطور می دانیم که این اتفاق هرگز نخواهد افتاد؟ ما با اطمینان از اینکه همیشه کسانی هستند که بیش از ما به برسی چنین مسائلی می پردازند و اگر روزی قرار بر این باشد که چنین اتفاقی بی افتد حتماً جلوی آن را خواهند گرفت به سادگی از آن گذشته و چنین مسائلی را غیرممکن اعلام میکنیم. اما آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که اگر این موضوع حقیقت داشته باشد، به بسیاری از دلایل جوامع و دولت ها از بیان آن خودداری خواهند کرد!؟ آیا میدانید که چنین پروسه ای در طول حیات سیارات کاملاً طبیعی بوده و بارها اتفاق افتاده می افتد؟ تاکنون توجه کرده اید که از مهمترین دلایل انقراض دایناسورها یکی از همین حوادث طبیعی بوده است؟
شاید یکی از مشکلات اساسی بسیاری از انسان ها همین موضوع باشد! البته نه سال 2012. بلکه برخورد سطحی و بی توجهی به بسیاری از اتفاقاتی که روزانه در پیرامون آنها در حال وقوع است. عده زیادی بر پایان دنیا در سال 2012 اعتقاد دارند . بد نیست تا پیش از هرگونه پاسخیمبنی بر قبول یا رد این نظریه نتایج تحقیقات ناساکه در زیر ارائه شده را نیز در ارتباط با این سال بدانید. قضاوت اینکه آیا 2012 یا 2020 پایان دنیا است یا خیر با شما !
آیا Y2K را به خاطر می آورید؟ به خاطر برنامه ریزی موثر و تحلیل های دقیق و موفقیت آمیز ، این سال بدون ناله و شیون زیادی آمد و رفت. گذشته از اثرات ویژه و احساس برانگیز 21 دسامبر 2012، آن روز پایان دنیا نخواهد بود.
2012 نیز همانند Y2Kمورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است . برخلاف برخی از عقاید عمومی موجود، پشت پرده پایان دنیا به سرعت آشکار شد. دانشمندان ناسا به سوالات مختلفی که درباره 2012 پرسیده شده پاسخ گفته اندکه در ذیل آورده شده است.
سوال: آیا در 2012 تهدیدی برای زمین وجود دارد یا خیر؟ بسیاری از وب سایت ها می گویند که دنیا در دسامبر 2012 پایان خواهد یافت.
جواب: در 2012 هیچ اتفاق بدی برای زمین رخ نخواهد داد. سیاره مان برای بیش از 4 میلیارد سال به خوبی به حیات خود ادامه خواهد داد. دانشمندان مشهوری در سراسر دنیا تایید کرده اند که در 2012 هیچ تهدیدی برای زمین وجود نخواهد داشت.
سوال: منشاء این پیش بینی که جهان در 2012 پایان خواهد یافت از کجاست؟
جواب: داستان از اینجا شروع شد که نیبرو (Nibiru) به سمت زمین در حرکت است. نیبیرو یک سیاره فرضی است که توسط سامریانز عنوان شد. این حادثه اساساً برای ماه می 2003 پیش بینی شده بود اما وقتی در آن تاریخ هیچ اتفاقی نیفتاد، روز رستاخیز به دسامبر 2012 تغییر یافت. این دو افسانه با پایان دوره ها در تقویم باستانی مایان (Mayan) مصادف با انقلاب زمستانی (winter solstice) 2012 همزمان شده. از اینرو روز رستاخیز را مصادف با 21 دسامبر 2012 دانستند.
سوال: آیا تقویم مایان در 21 دسامبر 2012 پایان می یابد؟
جواب: درست مثل تقویمی که به دیوار آشپزخانه تان آویزان کرده اید و در آن هیچ روزی بعد از 31 دسامیر مشخص نشده، در تقویم مایان نیز هیچ موردی برای روز 21 دسامبر 2012 تعیین نشده. در این تاریخ دوره طولانی مدت مایان پایان می یابد. اما پس از آن _ درست مثل تقویم شما که دوباره در تاریخ 1 ژانویه شروع می شود_ در تقویم مایان نیز دوره طولانی مدت بعدی شروع می شود.
سوال: آیا پدیده ای مثل یک برخورد عظیم اتفاق خواهد افتاد؟
جواب: در دهه بعدی هیچ برخورری اتفاق نخواهد افتاد، زمین در 2012 با هیچ جرم آسمانی برخورد نخواهد کرد، حتی اگر برخوردی هم وجود داشته باشد اثرات آن بر روی زمین بسیار ناچیز خواهد بود. زمین و خورشید در ماه دسامبر تقریباً در مرکز کهکشان راه شیری قرار میگیرند و این پدیده ای است که به طور سالانه اتفاق می افتد.
صحنه ای از motion picture 2012. Courtesy Columbia Pictures
دان یومانس (Don Yeomans) دانشمند محقق ارشد ناسا می گوید: "ظاهراً علاقه و توجه زیادی نسبت به اجرام آسمانی، موقعیت و مسیر حرکت آنها در پایان سال 2012 وجود دارد. من عاشق یک کتاب خوب یا یک فیلم مثل the next guyهستم، اما اجرام پرنده در فضای خیالی، تلوزیون و فیلم ها پایه علمی ندارند. حتی اخبار جعلی از ناسا نیز در آنها دیده می شود..."
سوال: آیا یک سیاره یا کوتوله قهوه ای (brown dwarf) بنام نیبیرو (Nibiru) یا سیاره ایکس (Planet X) یا اریس (Eris) وجود دارد که در حال نزدیک شدن به زمینو تهدید آن باشد؟
جواب: نیبیرو و داستان های دیگر درباره سیارات متمرد یک برنامه و شوخی اینترنتی بیش نیست و پایه و اساس واقعی ندارد. اگر نیبیرو و سیاره ایکس واقعی بود و قرار بود تا 2012 با زمین برخورد داشته باشد، اخترشناسان حداقل طی دهه گذشته باید آن را شناسایی می کردند و الان نیز با چشم غیر مسلح قابل رویت بود. بدیهی است که چنین چیزی وجود ندارد. اریس واقعیت دارد اما آن یک سیاره کوچک مثل پلوتو (Pluto) است که در حاشیه خارجی منظومه شمسی باقی خواهد ماند. کمترین فاصله ای که تا زمین باید طی کند 4 میلیارد مایل است.
سوال: تئوری تغییر قطبیت (polar shift) چیست؟ آیا حقیقت دارد که پوسته زمین به دور هسته چرخش 180 درجه دارد که به طور روزانه انجام می گیرد؟
جواب: واژگونی در چرخش زمین امری محال و غیرممکن است. حرکات آهسته قاره وجود دارد (مثلاً قاره قطب جنوب در صدها میلیون سال قبل در نزدیک استوا قرار داشته) اما اظهار واژگونی قطب ها یک موضوع بی ربط است. هرچند بسیاری از سایت ها برای افراد ساده حرف هایی دارند. آنها اظهار می کنند ارتباطی بین چرخش و قطبیت مغناطیسی زمین وحود دارد که به طورت غیر منظم تغییر می کند. یک واژگونی مغناطیسی نیز وجود دارد که به طور متوسط هر 400000 سال یکبار بروز می کند. تا جایی که ما می دانیم یک چنین واژگونی مغناطیسی ای هیچ خطری برای حیات روی زمین در بر ندارد. به هر حال وقوع یک واژگونی مغناطیسی تا چند هزاره بعدی غیر محتمل است.
زمین به صورت یک مرمر آبی رنگ (Blue Marble): کلکسیون تصاویر Next Generation رنگ سطح کره زمین را با شفافیت زیاد نشان می دهد. این تصویر آمریکای جنوبی را در سپتامبر 2004 نشان می دهد.
سوال: آیا زمین در سال2012 در خطر برخورد با یک شهاب سنگ قرار دارد؟
جواب: زمین همیشه در معرض خطر برخورد دنباله دارها و آستروئیدها (asteroids) بوده است هرچندکه برخوردهای بزرگ بسیار نادر هستند. آخرین برخورد بزرگ مربوط به 65 میلیون سال قبل بود که منجر به انقراض دایناسورها گردید. امروز اخترشناسان ناسا در حال انجام یک بررسی و کاووش به نام «گارد فضایی» (Spaceguard Survey) هستند تا هر آستروئید نزدیک به زمین را خیلی قبل تر از برخوردش با زمین شناسایی کنند. در حال حاضر هیچ آستروئید تهدید کننده ای - مثل آستروئیدی که دایناسورها را کشت – را شناسایی نکرده اند. تمام کارهای انجام گرفته به صورت علنی همراه با اکتشافات به دست آمده به طور روزانه در وب سایت NEO Program Office website ناسا قرار می گیرد. بنابراین شما می توانید خودتان ببینید که هیچ برخوردی در 2012 برای زمین پیش بنی نشده است.
سوال: نظر دانشمندان ناسا درباره نامعلوم بودن روز رستاخیز چیست؟
جواب: برای اظهار نظر درباره هرگونه تغییر دراماتیک و یا ناخوشایند در 2012، علم در کجا قرار گرفته؟شواهد و مدارک آن چیست؟ هیچ چیزی وجود ندارد. در تمام ادعاهای تخیلی بیان شده در کتاب ها، فیلم ها، مدارک و یا در اینترنت ما نمی توانیم حقیقت وجودی این روز را تغییر دهیم. هیچ مدرک قابل اعتمادی برای هرگونه ادعایی مبنی بر وقوع حادثه غیر عادی در دسامبر 2012 وجود ندارد.
هرگونه سرنوشت مرگبار برای زمین در 21 دسمبر 2012 میلادی دروغ و بی اساس می باشد
بعد از این همه گمانه زنی و بحث در مورد سال 2012 حالا ناسا هم تصمیم گرفته تا با این دروغ و ادعای پوچ بجنگند. آقای دون یومانس مدیر دفتر اجرام مجاور زمین ناسا یک فلم ویدیویی و یک مقاله ارایه نموده که حاوی واقعیت های علمی در مورد اتفاقات آسمانی سال 2012 می باشد.
آقای یومانس با این کار خود توضیح میدهد که در سال 2012 هیچ اتفاقی نمی افتد. حالا ما هم خوشحالیم که این مقاله را جزو مطالب علمی برای رد پیش گویی های شوم سال 2012 برای شما ارایه میدهیم.
ماه و زمین از نظر سفینه فضایی گالیله در 16 دسمبر 1992، یعنی 8 روز بعد از رویارویی این سفینه با زمان. در آن زمان سفینه فضایی گالیله از فاصله حدود 6.2 میلیون کیلومتر به عقب نگاه کرد تا این تصویر زیبا را از ماه در مدار زمین بگیرد. تصویر از ناسا.
ظاهرأ در پایان سال 2012 علاقمندی خاصی به اجرام آسمانی، موقعیت و مدار آنها وجود دارد. من هم مثل شما علاقمند کتاب یا فلم خوبی در مورد اتفاقات فضایی اما فلم یا برنامه های تلویزیونی در مورد سال 2012 اساس علمی ندارد. حتی خبر های تقلبی و دروغ به نقل از ناسا نشر شده که گویا در سال 2012 یک اتفاق فضایی رخ میدهد و این اتفاق واقعیت علمی دارد.
نیبیرو نام یک سیاره تخیلی است که در مسیر برخورد با زمین قرار دارد، اما به سادگی می گویم که چنین چیزی اصلأ وجود ندارد. هیچ شواهد معتبری بخصوص هیچگاه تلسکوپی یا دیگر ابزار نجومی وجود چنین جسمی را ندیده و وجود آن را رد می کند. حتی هیچ شواهدی دال بر اثرات گرانشی یا جاذبه ایی این جسم بر هیچ یک از اعضای منظومه شمسی ما دیده نشده.
بناء هیچ پیشگویی معتبری برای اتفاقات نجومی در سال 2012 میلادی وجود ندارد. فعالیت خورشید همیشه بصورت یک دوره 11 ساله بوده که دوره بعدی اوج فعالیت های خورشیدی بین سالهای 2010 تا 2012 می باشد. اما زمین بطور منظم این دوره های افزایش فعالیت خورشیدی را بدون هیچگونه اثرات قابل نگرانی تجربه نموده. میدان مغناطیسی زمین به مثابه یک سپر خوب ذرات شارژ دار خورشید را همیشه دفع میکند. اما بر اساس یک دوره زمانی حدود 400 هزار ساله این قطب ها جابجا می شوند. ولی هیچ شواهدی بر تکرار این گونه جابجایی در سال 2012 وجود ندارد. حتی اگر قرار باشد این جابجایی چند صد هزار ساله میدان های قطبی آغاز شود، هیچگاه بر گردش زمین و یا بر جهت گردش محور زمین تأثیر نمی گذارد و چنین تغییر و جابجایی فقط در توان رستم دستان یا همان سوپر من فلم های تخیلی است که زمین را از جا می کند.
یگانه کشش گرانشی یا جاذبه ایی مهمی را که زمین تا هنوز تجربه کرده و همیشه تحت تأثیر آن قرار دارد، نیروی جذر و مد میان زمین و ماه است. در چند دهه آینده هم هیچگونه هم خط شدن میان سیارات پیش بینی نشده و زمین هم در سال 2012 از میان صفحه کهکشانی عبور نمی کند. در ضمن حتی اگر این گونه هم خط شدن اتفاق بی افتد، اثرات آن بر زمین بسیار کم و قابل چشم پوشی است. هر ماه دسمبر زمین و خورشید تقریبأ با مرکز کهکشان راه شیری هم خط میشوند، اما این یک اتفاق سالانه است و هیچ پیامدی هم به دنبال ندارد.
بنابرین پیش بینی تغییرات شوم یا سرنوشت مرگباری برای زمین در 21 دسمبر 2012 میلادی همه دروغ و بی اساس می باشد. در قرن های گذشته هم بار ها سرنوشت شومی برای زمین پیش بینی شده بود. خوانندگان این مقاله کاش همه فلم های دانشمند مهم نجومی آقای کارل ساگان را دیده بودند. اما برای کسانی که با کار های آقای سگان آشنا نیستند می گویم که آقای ساگان چندین سال قبل گفته بود " ادعا های بزرگ و خارق العاده نیازمند شواهد خارق العاده اند" و باور چنین سرنوشت شوم برای زمین در سه سال بعد دور از تصور است. از سوی دیگر اگر قرار باشد چنین اتفاقی بی افتد چرا جهانیان بی تفاوت نشسته اند.
کسانی که ادعای چنین اتفاقات شوم و جدی را برای 21 دسمبر 2012 می کنند، باید ثبوت ادعای خود را هم برای مردم پیش کش کنند. کجاست شواهد این اشخاص؟ دانش این افراد برای این ادعا بر مبنای چیست؟
در واقع این افراد هیچ ثبوتی در دست ندارند و تمام ادعا ها، پیش بینی یا هر گونه اسراری که در قالب کتب، فلم های مستند و یا مقالات انترنتی در این مورد نمی تواند هیچ واقعیتی را تغییر دهد. در اخیر می گویم که هیچ ثبوت معتبری برای این ادعا ها وجود ندارد و نمی تواند هیچگونه اتفاق غیر طبیعی را برای دسمبر 2012 را ثابت بسازد.
هرگونه سرنوشت مرگبار برای زمین در 21 دسمبر 2012 میلادی دروغ و بی اساس می باشد
بعد از این همه گمانه زنی و بحث در مورد سال 2012 حالا ناسا هم تصمیم گرفته تا با این دروغ و ادعای پوچ بجنگند. آقای دون یومانس مدیر دفتر اجرام مجاور زمین ناسا یک فلم ویدیویی و یک مقاله ارایه نموده که حاوی واقعیت های علمی در مورد اتفاقات آسمانی سال 2012 می باشد.
آقای یومانس با این کار خود توضیح میدهد که در سال 2012 هیچ اتفاقی نمی افتد. حالا ما هم خوشحالیم که این مقاله را جزو مطالب علمی برای رد پیش گویی های شوم سال 2012 برای شما ارایه میدهیم.
ماه و زمین از نظر سفینه فضایی گالیله در 16 دسمبر 1992، یعنی 8 روز بعد از رویارویی این سفینه با زمان. در آن زمان سفینه فضایی گالیله از فاصله حدود 6.2 میلیون کیلومتر به عقب نگاه کرد تا این تصویر زیبا را از ماه در مدار زمین بگیرد. تصویر از ناسا.
ظاهرأ در پایان سال 2012 علاقمندی خاصی به اجرام آسمانی، موقعیت و مدار آنها وجود دارد. من هم مثل شما علاقمند کتاب یا فلم خوبی در مورد اتفاقات فضایی اما فلم یا برنامه های تلویزیونی در مورد سال 2012 اساس علمی ندارد. حتی خبر های تقلبی و دروغ به نقل از ناسا نشر شده که گویا در سال 2012 یک اتفاق فضایی رخ میدهد و این اتفاق واقعیت علمی دارد.
نیبیرو نام یک سیاره تخیلی است که در مسیر برخورد با زمین قرار دارد، اما به سادگی می گویم که چنین چیزی اصلأ وجود ندارد. هیچ شواهد معتبری بخصوص هیچگاه تلسکوپی یا دیگر ابزار نجومی وجود چنین جسمی را ندیده و وجود آن را رد می کند. حتی هیچ شواهدی دال بر اثرات گرانشی یا جاذبه ایی این جسم بر هیچ یک از اعضای منظومه شمسی ما دیده نشده.
بناء هیچ پیشگویی معتبری برای اتفاقات نجومی در سال 2012 میلادی وجود ندارد. فعالیت خورشید همیشه بصورت یک دوره 11 ساله بوده که دوره بعدی اوج فعالیت های خورشیدی بین سالهای 2010 تا 2012 می باشد. اما زمین بطور منظم این دوره های افزایش فعالیت خورشیدی را بدون هیچگونه اثرات قابل نگرانی تجربه نموده. میدان مغناطیسی زمین به مثابه یک سپر خوب ذرات شارژ دار خورشید را همیشه دفع میکند. اما بر اساس یک دوره زمانی حدود 400 هزار ساله این قطب ها جابجا می شوند. ولی هیچ شواهدی بر تکرار این گونه جابجایی در سال 2012 وجود ندارد. حتی اگر قرار باشد این جابجایی چند صد هزار ساله میدان های قطبی آغاز شود، هیچگاه بر گردش زمین و یا بر جهت گردش محور زمین تأثیر نمی گذارد و چنین تغییر و جابجایی فقط در توان رستم دستان یا همان سوپر من فلم های تخیلی است که زمین را از جا می کند.
یگانه کشش گرانشی یا جاذبه ایی مهمی را که زمین تا هنوز تجربه کرده و همیشه تحت تأثیر آن قرار دارد، نیروی جذر و مد میان زمین و ماه است. در چند دهه آینده هم هیچگونه هم خط شدن میان سیارات پیش بینی نشده و زمین هم در سال 2012 از میان صفحه کهکشانی عبور نمی کند. در ضمن حتی اگر این گونه هم خط شدن اتفاق بی افتد، اثرات آن بر زمین بسیار کم و قابل چشم پوشی است. هر ماه دسمبر زمین و خورشید تقریبأ با مرکز کهکشان راه شیری هم خط میشوند، اما این یک اتفاق سالانه است و هیچ پیامدی هم به دنبال ندارد.
بنابرین پیش بینی تغییرات شوم یا سرنوشت مرگباری برای زمین در 21 دسمبر 2012 میلادی همه دروغ و بی اساس می باشد. در قرن های گذشته هم بار ها سرنوشت شومی برای زمین پیش بینی شده بود. خوانندگان این مقاله کاش همه فلم های دانشمند مهم نجومی آقای کارل ساگان را دیده بودند. اما برای کسانی که با کار های آقای سگان آشنا نیستند می گویم که آقای ساگان چندین سال قبل گفته بود " ادعا های بزرگ و خارق العاده نیازمند شواهد خارق العاده اند" و باور چنین سرنوشت شوم برای زمین در سه سال بعد دور از تصور است. از سوی دیگر اگر قرار باشد چنین اتفاقی بی افتد چرا جهانیان بی تفاوت نشسته اند.
کسانی که ادعای چنین اتفاقات شوم و جدی را برای 21 دسمبر 2012 می کنند، باید ثبوت ادعای خود را هم برای مردم پیش کش کنند. کجاست شواهد این اشخاص؟ دانش این افراد برای این ادعا بر مبنای چیست؟
در واقع این افراد هیچ ثبوتی در دست ندارند و تمام ادعا ها، پیش بینی یا هر گونه اسراری که در قالب کتب، فلم های مستند و یا مقالات انترنتی در این مورد نمی تواند هیچ واقعیتی را تغییر دهد. در اخیر می گویم که هیچ ثبوت معتبری برای این ادعا ها وجود ندارد و نمی تواند هیچگونه اتفاق غیر طبیعی را برای دسمبر 2012 را ثابت بسازد.
تكامل يعني ديروز، امروز و فرداي شما. اين كه مي پرسيد، اصلاً تكامل وجود دارد يا نه اگر وجود نداشت اسمش مشخص نمي شد وشما آن را احساس نمي كرديد هر چيز ديگري كه اسم گذاري شده باشددر طبيعت وجوددارد.
حال تكامل چيست؟ هر نوع تغيير و تحول و دگرگوني را تكامل مي گويند، يك انسان از مادر متولد مي شود اين يك تحول است وزنش مي كنند سه كيلو كمتر يا بيشتر است در حاليكه روز اول يك تك سلولي بوده و الان ميليونها، ميليارد سلول است. هيچ عاقلي نمي تواند بگويد كه اين نوزاد كامل نشده.
وقتي درشكم مادر بود نمي توانست مستقلاً روي پاي خود بايستد و بدون نياز به موتور خارجي، كارخانه بدنش كار نمي كرد، به وسيله ناف به بدن مادر خود وصل بود و غذاي تصفيه شده وسيله خون مادر وارد اين موتور كوچولو مي شد و كار مي كرد . همان طور كه يك پنكه مستقلاً استقلال ندارد و ما به كمك برق آن را به چرخش در مي آوريم. ماشينهاي خودكار قطعاً تكامل يافته تر از يك ماشين وابسته و ناقص است حالا اگر اتوموبيلي اختراع شود كه احتياجي به راننده نداشته باشد اين اتومبيل تكامل يافته تر از آن جيپ قديمي است. تكامل با قياس بين اشيا مختلف احساس و فهم مي شود و چون احساس مي شود، پس وجود دارد.
اينطور بايد بگوئيم كه آيا خود طبيعت متحول است و آيا تكامل ذاتي و باطني خودش را احساس مي كند؟ و به زبان عوامانه آيا خدا مي داند كه رشد مي كند؟ در جواب مي گوئيم: چون ما خدا نيستيم نمي دانيم ولي يك راه داريم و آن اين است كه به نفس خودمان رجوع كنيم.
"من عرف نفسه فقد عرف ربه" هر كس خود را بشناسد به تحقيق خداي خود را مي شناسد. رجوع كنيم به نفس خودمان، ببينيم آيا تكامل خود را احساس مي كنيم يا خير؟ اگر اين را فهميديم مي توانيم حكم بدهيم كه آيا خدا رشد و تكامل خود را حس مي كند يا نه؟ به نفس خود رجوع كنيد و ببينيد آيا مي توانيد به يادبياوريد كه ده دقيقه پيش از حالا نادانتر بوده ايد و حالا كاملتر شده ايد؟ مطمئنا" نه، آيا مي دانيد چرا نمي توانيد به ياد بياوريد؟ جوابش خيلي آسان است زيرا ديروز هم همين احساس امروز را داشتيد و خيال مي كرديد كه كاملترين هستيد و همينطور يك سال پيش.
شما نه تنها خودتان تكامل خود را احساس نمي كنيد بلكه پدر و مادرتان هم احساس نمي كنند آنها نمي دانند :
تو آن كودك از مگس رنجه ايكه امروز سالار سر پنجه اي
اگر بچه صاحب اولاد و نوه هم شود باز مي گويد: اي بچه صد بار گفتم كه چنين و چنان كن. هيچ پدر و مادري نمي فهمد كه بچه اش كامل شده مگر اوليا خدا و آنها كه چشمشان باز شده و حقيقت را مي بينند نه واقعيت را، باطن را حس مي كنند نه ظاهررا. آنها حد كمال بچه را تشخيص مي دهند لذا با او متناسب با حد كمالش رفتار مي كنند. اما مردم كور باطن و ظاهر بين كه در هوا و هوس وشهوت و دنيا غرقند بيچارگاني هستند كه تا خرخره در لجن دنيا پرستي غرق مي باشند. آنان هيچ چيزاز حقايق عالم را احساس نمي كنند. اينها به حقيقت رجوع نمي كنند. كرو كور و لالند و ايشان لايرجعون هستند. يعني به حقيقت بر نمي گردند و به اصل آفرينش و باطن هستي بازگشت ندارند.
پس حكم كلي در مورد اكثريت صادر مي شود كه انسانها رشد و كمال خودشان را احساس نمي كنند.
به عظمت خدا يك جوان كه ديپلمه مي شود اگر درك كند كه روز اول را شب تا نصف شب براي ياد گرفتن (الف) گريه مي كرد و اگر يادش بيايد كه چه بوده و حالا چه شده در مقابل معلم سجده مي كند. در مقابل پدر و مادر سجده مي كند. اما اين بيچاره چون تربيت نشده و هوي پرست و دنيا پرست مي باشد بيدارنشده و در خواب است پس از استاد خود ايراد مي گيرد و كسي نيست به او بگويد كه آيا اينها را چه كسي به تو ياد داده؟
اگر انسان بيدار بشود مي داند كه وقتي در اعلاميه مجلس ياد بود حضرت حشمت السلطان مي نويسم كه او تربيت كننده مسعود رياضي است، من به بيداري رسيده ام، قريب دو هزار نفر را بدون اغرق در بازار زرگرها جذب مي كردم با وجودي كه همه وجود من حقه بازي و تظاهر و تدليس بود ولي من مي دانم كه آن فرد مرا چطور از دورن آن كثافات بيرون آورد و يادم نمي رود، اين را بيداري نفس مي گويند. خدا به شما بيداري بدهد . همين كه بيدار شوي، مي فهمي كجا بودي و به كجا رسيده اي؟ انسان روي نفهمي و كوري تكامل خود را احساس نمي كند و خيال مي كند وقتي به دنيا آمده شاعر يا موسيقيدان بوده و همه هنرها و علوم امروز و زيبائيها را داشته و اين چه خواب خرگوشي است كه اگر خدا اين خواب را از كسي بگيرد و بيدارش كند آن انسان ترقي مي كند. در اينجاستكه اشاره اي به رابطه اياز و سلطان محمود غزنوي بكنيم كه سراسر ادبيات ايران مملو است از عشق اين دو بزرگوار.
اياز اطاقي داشت كه هداياي سلطان را در آن ريخته بود و كسي را به آن راه نمي داد. او معتقد بود اگر معشوق زهر هم به او بدهد آن زهر نوشداروست و باعث نجاتش مي شود.
فحش از دهن تو طيبات استزهر از قبل تو نوشد اروست
حسودان به بدگويي اياز پرداختند. سلطان محمود به اياز شك نداشت ولي مي خواست به ديگران نشان بدهد كه اشتباه مي كنند. از او خواست كه او را به آن اتاق ببرد و اصرار كرد اياز اطاعت نمود. سلطان محمود وارد اطاق شد ديد كف اتاق با خاكي فرش شده و لباسهاي مندرسي بر ديوار ميخكوب شده است. از اياز علت را جويا شد و اياز در جواب چنين گفت: روزي كه در شكارگاه به تو برخورد كردم شباني بيش نبودم. امواج انوار شعاع سلطنت حقه تو به من تابيد. سوال را خود كردي و پاسخ را خود دادي. من مورد توجه تو بودم ولي لباس من اين بود كه بر ديوار است حالا در سايه عنايات تو صاحب اين مقامشده ام. لذا روزي پنج نوبت اين لباس را مي پوشم و نماز مي گذارم وبه خود مي گويم: اياز يادت نرود كه چه بودي. اگر اين در و گوهر را روي خودت نصب كرده اي اينها در پرتو عنايات محمود است والا توكي هستي؟ تو اين بودي،اين كار را مي كنم مبادا بادي به كله ام بزند و احياناً خلاف ميل تو باشم.
آدم نبايد فراموش كند، رشد تكامل را انسانهاي خوابيده حس نمي كنند، چون در هر سن و لحظه اي از زمان احساسكمالمي كنند و اين حس در حافظه انسان مي ماند. روزگار كه مي گذرد وقتي به طومار حافظه رجوع مي كند مي بيند هميشه اينطور بودهآيا اين شخص چطور بفهمد كه كمال او در سن پنجاه سالگي با سن پانزده سالگي اش فرق داشته.
بيدار شويد آيا خداوند كمال خودش را حس مي كند؟ خيلي كم، چرا؟ چون تعداد ياخته ها وسلولهاي بيدارش كم هستند از بين پنج ميليارد انسان (اگر انسان را مبدا و منشا براي موجودات فرض كنيم) حدود پانصد نفر كامل هستند و مي فهمند حالا معادله بگيريد و به طرفين معادله صفر اضافه كن تا بي نهايت. وجود بي نهايت يزدان ، عالم لايتناهي ، طبيعت بيكران فقط تعداد كمي از انسانها مي فهمند كه تكامل هست ولي بقيه نه حال سئوال را از تو مي جويم .
آيا تكامل وجود دارد؟ بله البته به اين اعتبار كه در مقام قياس قرار بگيرد. مثلا حالات مختلف يا احساس دو انسان را وقتي با هم مقايسه مي كني، همين طور در وجود طبيعت و كره زمين مثلا ميوه هاي سيب و پرتقال اين زمان با ميوه هاي يك ميليون سال پيش قابل مقايسه نيست و اين اختلاف از هر جهت وجود دارد چه موجودات طبيعي و چه مصنوعات بشري همه تكامل پيدا كرده اند.
در وجودبينهايت چهارتكامل هست كه مرتبا در ارگانيسم موجودات آن نقشي غير از نقش قبلي بوجود مي آورد. در يك لحظه فرمان توقف به طبيعت بدهيد و يك عكس از طبيعت بگيريد و نيم ساعت ديگر عكسي ديگر و مقايسه كنيد. پس اين عكس كاملتر از عكسقبلي است و جالب تر است و در آن نقشهاي جديدي زد شده. اما اين جا سوال مي شود: اگر ذات بي نهايت و وجود طبيعت كامل مطلق نيست پس اين كمال را از كجا آورده و چرا بين دو تا عكس فرق است؟ مي گوئيم : آيا اين وجودي كه كاملتر شده آيا مايه و نيروي كمال در وجودش بوده يانه؟
ذات نايافته از هستي بخشكي تواند كه شود هستي بخش
پس مايه كمال در ذات و وجود بي نهايت بالقوه وجود دارد و طبيعت درهمه حال كامل است. اما تجلي اين كمال ذاتي و تبديل اين انرژي به ماده و تحول قوه به فعل به صورت نقشهاي جديد صورت مي گيرد. پس تكامل تبديل ذات بي نهايت به صفات بي نهايت است كه دم به دم ادامه دارد و چون قانون نسبيت امري مطلق، مسلم، قطعي و جهاني است مي گوئيم: تكامل امري نسبي است و ما هيچگاه نمي توانيم بگوئيم كه جهان در اين كيفيت كامل مطلق است و بهتر نمي شود.
قطعاً جامعه امروز بهتر از جامعه زمانهاي پيش است. اگر بگوئي محسوسات ما چيز ديگري مي گويد و ما ويراني مي بينيم، مي گويم اگر دست به تخريب و ويراني زده شده براي اين است كه ساختمان احتياج به تجديد بنا داشت و اين تجديد بنا جز با تخريب باقيمانده امكان پذيرنبود. حالا اگر خراب تر از ديروز شده آيا مي داني كه اين مقدمه يك آبادي و حالت جديد و نقشه نوي است؟ پس اين ويراني درست است و به يكباره نمي توان بناي جديد را روي بناي كهنه ساخت، اما بايد دانست از گذشت دوران تخريبي دوران باز سازي شروع مي شود.
بيماري در جسم انسان نوعي تحول است.البته سلامتي قبل از بيماري بهتر از بيماري امروز شماست،اما اين بيماري شما مقدمه بهبودي بهتري است و بعد از آن تحول و دگرگوني، بازسازي صورت مي گيرد. از مجموع سخنانم نفياً و اثباتاً اگر نتيجه گيري كرده باشيد بايد قبول كرده باشيد كه تكامل بطور نسبي وجود دارد. ما اين تحولات را تكامل ناميده ايم و تكاملبه طرف عقب و قهقرا وجود ندارد بلكهبه طرف رشد و بقاست.
هيچ وقت از كشت و كشتارها، تحولها، انقلابات، زلزله ها وسيلها ناراحت نشويد و هميشه بگوئيد "الخير في ما وقع" "هر چه اتفاق مي افتد خيراست." چه بسيار كارها در اين دنيا اتفاق مي افتد كه بنظر شما خوشايند نيستولي به نفع شماست.
ازجمادي مردم و نامي شدم
و ز نما مردم به حيوان سر زدم
مردم از حيواني و آدم شدم
پسچهترسمكيزمردنكمشدم
اقتلوني اقتلوني يا ثقاه
آن في قتلي حياه فيالحياه
بكشيد مرا ، بكشيد مرا اي كساني كه مرا دوست مي داريد كه اگر كشتيد در مرگ من حيات است و زندگي من شروع مي شود. چه كسي مي گويد انسان با شهادت نابود مي شود؟ كسي كه در راه حق و عقيده شهيد بشود نمرده است. چنين نپنداريد كه اگر دوستتان كشته شد مرده. تو كه بدون ايمان زنده هستي مرده اي و او زنده جاويد است.
بازگشت به مطلب –بحث در تكامل هر نوع تحول و دگرگوني و انقلابي چه در دنيا و چه در نفس هر انسان موجب تكامل است. نهضت حسين بي علي، انقلاب موسي، بودا، كنفسيوس، يوگا، ماركس، مائو، انقلاب كبير فرانسه، رنسانس اروپا و هر نوع تكاملو دگرگوني استعماري يا غير استعماري همه و همه تحولات تكامل بوده اند. اصولاً جهان كارش اين نيست كه به عقب برود. رجعت و بازگشت نداريم.
اين مجلس براي اولين بار در سال چهل و هفت شمسي در ايران پرده را از ميان زن و مرد برداشت و هر دو در يك مجلس توحيدي كنار هم نشستند، همين باعث شد كه هو و جنجال را بيافتد آقاي فلسفي به سر منبر رفت و مسلسل بيان را گذاشت روبروي ما و شروع به شليك كرد و ما را بي دين خواندند. ولي آن شب كار من به نتيجه رسيد. آقاي فلسفي حجتيه (به اصطلاح انجمن تحقيقات و تتبعات اسلامي ) بود كه رئيس او هويدا بود .آيا سخنان فلسفي از مكتب ما كسر كرد يا آن را ترقي داد ؟
دختر خانمي به آقاي هاشمي نژاد تلفن كردند كه آقا من سوالاتي دارم كه نمي توانم از پشت پرده مطرح نمايم و مجلسي هست كه زن و مرد پيش هم مي نشينند و سوالات خود را مطرح مي كند آيا صلاح مي دانيد به آن مجلس بروم و سوالات خود را مطرح كنم؟ و آقاي هاشمي نژاد جواب دادند: چه عيب دارد در يك مجلس ديني زن و مرد كنار هم بنشينند. ايكاش مجالس ما هم اينطور باشد. بعد از آن ديگر آقا سيد عبدالكريم هاشمي نژاد را به كرمانشاه دعوت نكردند. اغلب برادران جرات نمي كردندكه زنهايشان را به مجلس ما بياورند. فخر الدين حجازي فحش عرضي به ما داد. ديري نگذشت كه كم كم برادران و خواهران حزب اللهي در يك كلاس دور هم نشستند و حالا به فتواي خميني با هم به پياده روي مي پردازند. هيچوقت انتقاد را گرم و كوبنده نگوئيد بلكه به صورت شوخي بيان كنيد. شوخي مصرف ديگري ندارد شما بايد حرف حسابي را تند بگوئيد. ما كارمان تذكرات اخلاق است. ما مي گوئيم آقاي فدائي خلاق يا مجاهد خلق اگر انتقادي از رژيم داشتي مشت نكن و با اسلحه حرف نزن. چون مي خواهيم درس اخلاقي بدهيم پس حالا بايد بمانيم ودرس بدهيم. انتقاد را درقالب لطيفه و مثنوي و قصه بگو. در مثنوي مولانا چنين مي گويد :
ابلهانتعظيممسجدميكنند
در جفاياهلدل جد مي كنند
آن مجازاست اين حقيقت اي خران
نيست مسجد جز درونسروران
مسجديكوكاندروناولياست
سجده گاه جمله استآنجاخداست
و اين حرف دليل قرآني دارد كه"قلب المومن عرش الرحمن" قلب آدم مومن كرسي و تخت خداست. مسجدي كو كاندرون اولياست .
تا دل مرد خدا نامد بدردهيچ قومي راخدا رسوا نكرد
همه حرفهايش را گفت و در قالب داستان گفت .
پس هر نوع تحول و دگرگوني به طرف رشد و كمال است. اين كه مي گويند اين انقلاب به ضرر دين اسلام بوده كاملاً اشتباه مي كنند. اين نهضت مقدمه تكامل علم و دين هر دو است و خوب است. پس خميني مامور خداست. او از جانب حق آمده كه دين اسلام را تجلي بدهد و شيعه را ختم نمايد، خميني امام زمان شيعه بود كه آمد و دفتر تشيع را بست. پس اين نهضت اسلامي يك تحول اسلامي است خداوند مقدر دانسته كه اسلام ترقي كند.
سوال –عبارتي هست كه مي گويد"الحق لمن غلب" حق باكسي است كه پيروز مي شود و غلبه مي كند و افلاطون هم مي گويد: آنها كه زمامدار هستند برحقند .قبول اين حرف براي يك جوان با توجه به غرور و احساسات جواني سنگين است . آيا اين مفهوم را با توجه به جريان انقلاب حسين در عاشورا چگونه توضيح مي دهيد؟
پرتوبخش –طرفداران اين عقيده معتقدند كه آيا اگر امام حسين (ع) بر حق بود پس چرا در زير چكمه ها جان داد پس چرا امام حسين(ع)رابرتر بدانيم؟ ولي اين عقيده را تنها در ظرف آن زمان (روز عاشورا) بررسي كرده اند. آنها نمي دانند كه به محض ورود كاروان حسين غلبه او آشكار شده، زنان و مرداني كه به استقبال آمده بودند نان و خرما بدست بچه هاي يتيم مي دادند ولي زينب گفت: صدقه بر ما حرام است و عبارتي در احاديث و دستورات اسلام است كه "طايفه پيغمبر اهل صدقه نيستند" ما خود را اهل طايفه محمد(ص) مي دانيم. زن مصدقه ناگهان ايستاد وگفت مگر شما كي هستيد؟ جواب آمد من زينب دختر علي(ع) هستم و اتصال برقرار شد و حضرت زينب (ع) به ايراد خطبه پرداخت. " .... بگريد اي مردم كوفه كه اشك شما خشك نشود" ( هزار و چهار صد سال است كه عراق آرامش به خودش نديده) تن صداي زينب(س) هر لحظه بالاتر مي رفت و خشن تر مي شد من مي گويم زينب(س) جسد را تخليه كرد و به آن مقام رسيدكه با پدرش مستقيما" ارتباط بگيرد ناگهان ديدند صداي خشن علي مي غرد و اميرالمومنين علي(ع) از حلق زنيب صحبت كرد. آنجا شلوغ بود پس فرياد كشيد "اسكت" آن قدرتي كه از جسد زينب (س) استفاده مي گرد آنها را ساكت نمود. حتي با تصرف در ماده صداي زنگها را هم خاموش نمود (اين كار عملي است فيزيكي وعلمي مي باشد فرمول فيزيكي دارد) سكوت برقرار شد و زينب (س) صحبت كرد و آبروي حكومت يزيد را برد.
خوش آمدید
با سلام اینجا مکانی، جهت معرفی و تحقق بخشیدن به اهداف رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی می باشد ،از انتخاب شما سپاسگزاریم.
کارشناس تربیت بدنی و علوم ورزشی وحید ریاحی
آسیب شناس ورزشی و حرکات اصلاحی وحیده ریاحی