در ادامه شما را با لوازم آموزش شنا آشنا میکنیم تا بتوانید با توجه به نیاز خودتان این وسایل را تهیه نمایید.
عینک شنا
عینک شنا در سه دسته مسابقاتی ، تمرینی و تفریحی تولید می شود.
عینک شنای مسابقاتی فریم کوچکتری دارد و فشار زیادی به چشمان وارد می کند تا اجازه ورود آب به داخل عینک را ندهد و تمرکز شناگر هنگام مسابقه به هم نخورد.
استفاده از عینک های مخصوص مسابقه برای طولانی مدت مناسب نیست و باعث ایجاد فشار مضاعف به عروق اطراف چسم می شود و صرفا برای مسابقات مورد استفاده قرار می گیرد.
عینک شنا تمرینی نسبت به عینک شنای مسابقه فشار کمتر و نسبت به عینک تفریحی فشار بیشتری به چشم وارد می کند و برای تمرین شنا در حد چند ساعت در هفته مناسب است.
عینک شنای تفریحی فشار خیلی کمتری به چشم وارد می کند در عین حال مانع از ورود آب به داخل عینک می شود. در صورتیکه زمان زیادی میخواهید شنا کنید بهتر است از این نوع عینک استفاده کنید.
کلاه شنا
کلاه شنا در چهار جنس سلیکون ، لاتکس ، پارچه لیکرا و نئوپرت تولید می شود که با توجه به شرایط خودتان باید جنس مناسب کلاه شنا را انتخاب کنید.
کلاه شنا سیلیکونی بسیار با کیفیت است و دوام زیادی دارد و برای افرادی مناسب است که به کلاه لاتکس حساسیت دارند.
کلاه شنا لاتکس نسبت به کلاه شنا سیلیکونی تنوع کمتری دارد و در برخی موارد باعث بروز حساسیت در فرد می شود.
کلاه شنا لیکرا ، پارچه ای است و مزیت آن نسبت به نمونه های قبلی این است که پاره نمی شود.
کلاه شنا نئوپرن ، مخصوص گرم نگه داشتن سر است و باعث می شود گرمای سر از کلاه خارج نشود و سر هنگام شنا سرد نشود.
انواع لوازم کمک آموزشی شنا
مایو زنانه
مایو زنانه به چهار دسته مختلف یک تکه ، دو تکه یا بیکینی ، سه تکه ، اسلامی یا بورکینی تقسیم می شود.
رایج ترین نوع مایو زنانه مدل یک تکه است و در مسابقات هم از همین نوع مایو استفاده می شود.
مایو دو تکه : مایو دو تکه یا بیکینی گزینه ای مناسب برای گرفتن حمام آفتاب است ولی برای شنا انتخاب مناسبی نیست چون فشار آب باعث جا به جایی مایو یا باز شدن گره هایش خواهد شد.
مایو سه تکه : مایو سه تکه شباهت زیادی با مایو دو تکه دارد ولی یک دامن کوتاه به آن برای پوشاندن پایین تنه اضافه شده است. در برخی ازانواع مایوها دامن به شرت مایوچسبیده است و دربرخی دیگر جدا تولید می شود.
مایو اسلامی یا بورکینی : مایو اسلامی کاملا تمام بدن به جز صورت ، دست و پا تا مچ را می پوشاند که مورد توجه زنان مسلمان قرار گرفته است.
مایو مردانه
مایو مردانه در چهار مدل اسلیپ ، پادار ، جمر مسابقاتی و لباس یکسره تقسیم می شود.
مایو شنا مردانه مدل اسلیپ برای آفتاب گرفتن مناسب است و مناسب شنا نیست .
مایو شنا مردانه پادار انتخاب مناسبی برای شنا است که هم برای شناگران حرفه ای و هم افراد عادی مناسب است.
مایو جمر مسابقاتی مخصوص مسابقات شنا است و طراحی بسیار شکیلی دارد و معمولا اندازه شان کمی کوتاه تر از بالای زانو است.
مایو مردانه یکسره برای افرادی که حساسیت پوستی دارند مناسب است که تمام بدن به صورت و مچ دست و پا را می پووشاند و برای ساحل و دریا قابل استفاده است.
لوازم کمک آموزشی شنا
زمانی که در حال آموزش شنا هستید میتوانید از لوازم کمک آموزشی شنا برای ماندن روی آب و بهبود تکنیک های شنا استفاده کنید. البته لوازم کمکی شنا برای مصارف تفریحی هم کاربرد زیادی دارند.
کفی شنا از جمله لوازم آموزش شنا
کفی شنا
کفی شنا وسیله ای پلاستیکی است که به دست شناگر متصل می شوند و به تقویت عضلات بازو و شانه و بهبود تکنیک شنا کمک میکند.
فین شنا
فین شنا به عنوان کفش هنگام شنا پوشیده می شود و حالت پرده ای دارد و به حرکت بهتر و سریعتر شناگر هنگام حرکت دادن پاها در آب کمک میکند.
فین شنا به دو دسته قدرتی و سرعتی تقسیم شود. فین شنای سرعتی به منظور افزایش سرعت شنا مورد استفاده قرار می گیرد.
فین شنا قدرتی باله کوتاه تری نسبت به فین شنا سرعتی دارد و برای تقویت عضلات ران و ساق پا شناگران حرفه ای مورد استفاده قرار می گیرد و به افزایش سرعت شنا کمک نمی کند.
کش تمرین شنا
کش تمرین شنا برای زمانی مفید است که استخر شلوغ است ، در این موراد افراد خودشان را با کش به میله کنار استخر می بندد تا هم شنا کنند هم حرکتی نداشته باشند.
تخته شنا
تخته شنا جزو لوازم کمک آموزشی مبتدی ها است و به تعادل فرد کمک میکند تا خودش را روی آب نگه دارد.
نودل شنا
نودل شنا از جنس فوم پلی اتیلن شناور است که به دلیل خاصیت شناوری برای آموزش شنا ، ورزش و تفریحات آبی و آب درمانی مورد استفاده قرار می گیرد.
بازوبند شنا
بازوبند شنا به دلیل هوایی که در خودش دارد زمانی که به بازو شناگر مبتدی بسته می شود ، او را روی سطح آب نگه میدارد. از این وسیله معمولا برای آموزش شنا به کودکان استفاده می شود و مانع از فرو رفتن کودک به زیر آب می شود. بدنه بازوبندها از لایه وینیل با ضخامت 0.25 میلیمتر ساخته شده است که توانایی تحمل فشار آب را دارند.
اسنورکل شنا از لوازم آموزشی شنا
اسنورکل شنا
اسنورکل شنا برای شناگرانی مناسب است که میخواهند هنگام شنا از تکنیک هایی استفاده کننده که سرشان زیر آب قرار می گیرد. این شناگران اسنورکل را داخل دهان قرار می دهند و از طریق لوله اسنورکل که بالای آب قرار گرفته است با دهان نفس می کشند.
شناگران حرفهای برای این که مدام لازم نباشد برای نفس گرفتن سرشان را از آب بیرون بیاورندو دچار گردن درد نشوند از اسنورکل برای تنفس استفاده می کنند تا بتوانند روی تکنیک شنای خود تمرکز کنند.
حلقه نجات
حلقه نجات ، حلقه ای پلاستیکی است که داخلش را با هوا پر میکنند و با استفاده از آن میتوان افراد مصدوم یا افرادی که در حال غرق شدن هستند را نجات دارد. بندی به حلقه نجات وصل است که بعد از پرت کردن حلقه به سمت فرد و زمانی که توانست حلقه را بگیرد ، حلقه را به سمت قایق می کشند.
جلیقه نجات
جلیقه نجات معمولا از جنس برزنت تولید می شود تا بتواند توانایی حمل 150 کیلوگرم وزن را داشته باشد. البته برای افراد سبک و کودکان توصیه می شودد از جلیقه نجات بادی استفاده کنید. درزهای جلیقه شنا باید دوخت داشته باشد و جلیقه شنایی که درزهایش پرسی است خیلی زود خراب می شود.
هر ورزشی قدرتی دارد که افرادی را در هر کشوری به تماشا و حمایت از رشته خود وادار کند. در واقع باید گفت ورزش در هر کشوری به یکی از جهانیترین جنبههای فرهنگ عامه تبدیل شده و فوتبال نیز محبوبترین ورزش جهان است.
مجید روانستان هر ورزشی قدرتی دارد که افرادی را در هر کشوری به تماشا و حمایت از رشته خود وادار کند. در واقع باید گفت ورزش در هر کشوری به یکی از جهانیترین جنبههای فرهنگ عامه تبدیل شده و فوتبال نیز محبوبترین ورزش جهان است.
«نعیم صفری» هافبک اسبق تیم هما با توجه به مطالب منتشر شده در سه بخش گذشته درباره چگونگی شکوفایی استعدادها در کشورهای فوتبالی نوشت: «به نظرم مدلهای قدیمی فوتبال خردسالان و نوجوانان هنوز هم میتواند کارکرد داشته باشد، کافی است تجارب چند باشگاه قدیمی مثل شاهین دوران «دکتر اکرامی»، راهآهن، بانک ملی و هما را در کنار روشهای امروزی موفق مانند باشگاههای فولاد خوزستان، سپاهان و تیمهای استان کرمان و ... بگذاریم آن وقت از در و دیوار، بازیکن خوب بوجود خواهد آمد.»
در بخش نخست این گزارشها شما را با انواع نسلها آشنا کردیم و هر نسل را به نسلهای (G، S، B، X، Y و Z) مقایسه کردیم و به معرفی نخستینهای فوتبال ایران در جهان پرداختیم. در بخش دوم به مهمترین شاخصهای استعدادیابی در فوتبال اشاره داشتیم و در بخش سوم به عوامل و فرمولهای استعدادیابی در کشورهای صاحب فوتبال اشاره و به همراه آن گفتوگو با «سعید مراغهچیان» بازیکن اسبق استقلال که یکی از قدیمیترین آکادمیهای فوتبال را در اختیار دارد، پرداختیم.
در این بخش پایانی علاوه بر اشاره کلیدی به استعدادیابی در ورزش، به ویژه فوتبال، در گفتوگو با «محمود کلهر» بازیکن اسبق پرسپولیس که از سال ۱۳۸۵ بیشتر دوران کاری خود را در آکادمی فوتبال گذرانده، موضوع شیوه کار با بازیکنهای پایه را پیگیری کردیم.
شناسایی استعدادها استعدادیابی یک زمینه کلیدی در توسعه ورزش بهویژه فوتبال محسوب میشود. استعدادها باید در دوره نونهالی شناسایی شوند تا بتوان برای پرورش بازیکنهای مستعد به درستی به آنها آموزش داد. بسیار مهم است که ورزشکاران در پیشبینی ویژگیها و تواناییهای خود بهترین خدمات ممکن را داشته باشند، در حالی که برخی از ورزشکاران توسط «نسل خود به خودی» بوجود میآیند، برخی دیگر این کار را به عنوان محصول جستوجوی سیستماتیک بر اساس معیارهای علمی و روششناختی انجام میدهند.
با وجود اینکه فدراسیون بینالمللی فوتبال (فیفا) متمرکز بر انتشار و ترویج برنامههای خاص برای توسعه استعدادهای ورزشی است، نه در تهیه و نه در استراتژیهای عمل، در شیوه پیکربندی هر یک از این برنامهها هیچ توافق جهانی وجود ندارد. این امر سبب شده بسیاری از کشورها برنامههای شناسایی بازیکنهای خود را به روشهای غیرسیستماتیک و بدون ساختار توسعه دهند که میتواند روند توسعه را به خطر بیندازد.
در حال حاضر فوتبال ما نیز به همین شکل است و باشگاهها تمرکز خوبی روی تیمهای پایه خود ندارند و مراکز جوانان باید بخش مهمی از فلسفه باشگاهها را تشکیل دهند اما بیشتر باشگاهها با استفاده از افراد غیرمختصص، ضربههای جبرانناپذیری به استعدادهای فوتبال ما میزنند.
در حال حاضر باشگاههای ایرانی تمرکز خوبی روی تیمهای پایه خود ندارند؛ بیشتر باشگاهها با استفاده از افراد غیرمختصص، ضربههای جبرانناپذیری به استعدادهای فوتبال ما میزنندطارمی و آزمون از دل مدارس فوتبال بیرون آمدند در اینجا قصد داریم اشارهای کنیم به دو مهاجم ارزنده تیم ملی کشورمان که موفقیت خود را مدیون مدارس فوتبال هستند. «مهدی طارمی» فوتبال را در مدرسه فوتبال صداوسیما در بوشهر آغاز کرد و در سن ۱۰ سالگی به تیم جوانان برق بوشهر پیوست و در آن تیم بود که فوتبال را بهطور حرفهای آغاز کرد. در سال ۱۳۹۳ که «علی دایی» در پرسپولیس سرمربی بود، دو نفر از نزدیکان او ۲۰ بازیکن حرفهای مورد نظرشان در لیگ یک و دو را به «دایی» معرفی کردند که بین این ۲۰ بازیکن «مهدی طارمی» هم قرار داشت و اکنون او یکی از ستارههای باشگاه پورتو در پرتغال است.
«سردار آزمون» نیز فوتبال خود را در تیم عقاب گنبد آغاز کرد. پس از چند سال بازی برای عقاب، به تیم شموشک گرگان پیوست و پس از آن در تیم اتکا گرگان در لیگ فوتبال دسته یک ایران بازی کرد. «آزمون» سپس به تیم جوانان سپاهان پیوست و پس از درخشش در تیم ملی جوانان در سن ۱۷ سالگی، بدون آنکه با پیراهن سپاهان در لیگ برتر بازی کند به روبین کازان روسیه پیوست و لقب جوانترین لژیونر فوتبال ایران را بهدست آورد. در واقع این «قربان بکیویچ بردیف» سرمربی کنونی تراکتور و آن زمان روبین کازان بود که به ارزشهای این بازیکن پی برد. «سردار آزمون» اکنون عضو باشگاه بایر لورکوزن آلمان است.
کلهر: مدیران باشگاهها هیچگاه توجه ویژهای به ردههای پایه نداشته و ندارند «محمود کلهر» که سابقه بازی در تیمهای ملی، استقلال، پاس تهران و پرسپولیس را دارد، درباره بیتوجهی به فوتبال پایه و استعدادها در فوتبال کشور به پژوهشگر ایرنا گفت: «این پرسش شما بسیار کلیدی است. در فوتبال ما، متاسفانه هنوز نتوانستیم راه درستی پیدا کنیم تا فوتبال پایههای ما وضعیت بهتری پیدا کنند. تیمهای پایه ما در بخش استعدادیابی، سالهاست درجا میزند. با توجه به اینکه ما نیروهای انسانی بینظیری داریم؛ سالهاست بهدلیل همین بیتوجهی، بسیاری از بازیکنهای مستعد ما هرز میروند. عمده دلیل آن هم این است که مدیران باشگاههای ما هیچوقت توجه ویژهای به ردههای پایه نداشته و ندارند.
این مدیران با این کارشان متاسفانه هزینههای هنگفتی هم روی دست باشگاههای بزرگ میگذارند، آمدن بازیکنهای بیکیفیت خارجی و بدهیهای بسیار زیادی که روی دست باشگاهها گذاشته میشود؛ آنچه تیمهای ما را دچار حواشی خیلی زیادی میکند و یکی از اصلیترین مشکلات فوتبال ما، همین بخش استعدادیابی و بیتوجهی به ردههای پایه است که البته در حال حاضر نسبت به قبل کمی بهتر شده اما هنوز کامل نیست.»مدیران ما هم تحت تاثیر جو ورزشگاه قرار میگیرند مدیر اسبق آکادمیهای پرسپولیس و راهآهن ادامه داد: «فلسفه مدیران ما باید عوض شود و نگاهشان به فوتبال حرفهای تغییر کند، فوتبالی که به هر حال آکادمیها و تیمهای پایه به آن اشاره کردیم و باز هم به آن اشاره میکنیم در همه دنیا قلب آن باشگاه محسوب میشود و تیمهای حرفهای بزرگ، توجه ویژهای به آن میکنند. به ویژه در اروپا که به هر حال بازیکنهای بزرگی از همین مدارس فوتبال و از همین ردههای پایه آمدهاند. بازیکنهای بزرگی همچون لیونل مسی تا دیوید بکهام، فرانچسکو توتی، پائولو مالدینی، زینالدین زیدن و بسیاری از بازیکنانی که مطرح شدند از دل آموزشهای درست در ردههای پایه و انتقال به ردههای بالاتر، توانستند کیفیت بازی خودشان را مرتب بالا ببرند.
این موضوع میتواند برای فوتبال ما گرهگشا باشد که اگر مدیران ما در این بخش بیایند و حمایت درستی کنند و فلسفهشان تغییر و دیدگاهشان تغییر کند، فوتبال ما در مسیر درست خود قرار میگیرد اما متاسفانه مدیران ما فقط به دلیل اینکه آن صندلی را حفظ کنند به این مهم اهمیت نمیدهند. متاسفانه در باشگاههای بزرگ کشور میبینیم عدهای در ورزشگاهها داد میزنند که این بازیکن و یا آن بازیکن را بیاورید و شما میبینید مدیران ما هم تحت تاثیر جو ورزشگاه قرار میگیرند و میروند همان بازیکنانی را میآورند که هوادار تیم خواسته؛ در واقع باید بگویم خط میگیرند و فوتبال ما را دچار مشکل میکنند.»
به افراد متخصص توجه کنیم مدیر آکادمی سرخپوشان جوان پاینده افزود: «اینها از جمله عواملی است که ما باید موشکافانه به آن توجه و درست کنیم؛ آن هم از طریق افراد متخصصی که میتوانند به فوتبال کمک کنند. ببینید در بایرن مونیخ در جمع اعضای کمیته فنی این باشگاه چه کسانی حضور دارند؟ چه افرادی تصمیمگیرندهاند؟ حتی برای مربیانی که میآورند برنامه دارند. این باشگاه حتی در صدر تیمهای ردههای مختلف، مربی هم میسازد؛ مربیانی را آورده و آموزش میدهند؛ هماهنگی آموزشی که مربی روی بازیکنانش داشته باشد را از طریق کمیته فنی به آن مربی منتقل میشود؛ مربی میآورند تا برنامههای کمیته فنی را انجام دهد. یعنی آن کسانی که تصمیمگیرنده هستند خودشان از بازیکنان ملی بودند و در ردههای مختلف سنی مربیگری کرده و مدرس هستند؛ این افراد را بالا سر تیمهای خود میگذارند و هیچکس نمیتواند از آنها پیروی نکند. ما نیز میتوانیم این کارها را در باشگاههای بزرگ خود انجام دهیم.
آدمهایی را در صدر کار بگذاریم که به دلیل سن بالا، نمیتوانند تمرین دهند اما میتوانند نظارت بهتری روی کار مربیها داشته باشند و مشاورههای درست بدهند. اگر این کار را در باشگاههای ما انجام دهند و این نگاه تغییر کند، آنگاه میتوانیم برنامهریزی درستی داشته باشیم. با توجه به اینکه امکانات بسیار خوبی هم داریم، امیدوارم وزارت ورزش کمک کند تا اماکنهای ورزشی بدون استفاده مانده را توسعه دهد و در اختیار برخی افراد متخصص و یا در اختیار باشگاههای بزرگ قرار دهد که میتوانند در بخش پرورش بازیکنان نقش کلیدی ایفا کنند تا استعداهای ما هرز نروند و شکوفا شوند. امیدوارم این اتفاق رخ بدهد. البته این اشکال وجود دارد؛ در نهایت امیدوارم آدمهای قوی در صدر فوتبال کشورمان یعنی فدراسیون فوتبال قرار بگیرد تا بتواند تصمیمگیری بهتری داشته باشند. روی همه ابعاد مختلف ورزشی به ویژه از ردههای پایه به بالا.»
نگاه کمیته آموزش و فدراسیون فوتبال تغییر کرده او در پاسخ به این پرسش که تا کنون از طرف فدراسیون یا کمیته آموزش کسی آمده آکادمی شما را ببیند و یا از شما مشاوره بگیرد، گفت: «چنین چیزی را نه تنها در فوتبال، حتی در ردههای باشگاهی نداشتهایم و این هم یک معضل بزرگ در ورزش ماست که دودش به چشم بازیکنهای مستعدی میرود که هرز میروند. ما نه امکانات درستی داریم و نه پشتوانه.
اگر بخواهم بازیکنی را شکوفا کنم به کدام باشگاه بدهم؟ متاسفانه باشگاههای ما اعتقادی به ردههای پایه ندارند و این یکی از مشکلات اساسی فوتبال ماست اما خوشبینانه بگویم در حال حاضر میبینم نگاه کمیته آموزش فدراسیون فوتبال تغییر پیدا کرده کمیته فنی که الان در صدر کار قرار گرفته به نظرم وجود فوتبالیهایی مانند «حمید استیلی»، «اصغر مدیرروستا»، «میرشاد ماجدی»، «پرویز مظلومی»، «نادر عزتاللهی» و در کنارشان یک مدرس خوبی مثل «مرتضی محصص» نگاهها را تغییر دادهاند و حتی با من هم در رابطه با ردههای پایه زیر ۱۴ سال صحبت کردند و از من برنامه خواستهاند.
امیدوارم این دیدگاه تقویت شود و فدراسیون فوتبال هم حمایت کند تا این کمیته فنی بتواند تصمیمهای بهتری بگیرد. اگر در ردههای پایه از افراد قوی استفاده شود و از نظر فردی و تکنیکی در ردههای پایه کار شود دیگر در تیم بزرگسال دچار مشکل نخواهیم بود. تیم زیر ۱۴ سال ما باید آموزش ببینند تا به تیم جوانان، امید و بزرگسالان انتقال پیدا کنند و سرمربی بزرگسالان ما نباید در تمرین، به شروع آموزش کار تکنیکی برای بازیکنها بپردازد. باید به گونهای کار را گسترش دهیم که بتوانیم در رقابتهای جامجهانی از دوره مقدماتی بالا رفته و وارد بازیهای حذفی شویم. در واقع نگاه ما بهتر شود.
فکر میکنم تازگیها فدراسیون فوتبال در این مسیر حرکت میکند و افرادی را که واقعاً کار میکنند را زیرنظر دارد؛ در واقع به افرادی که تخصص دارند نظر دارد. من سالهاست در این بخش کار میکنم؛ با همه مدیران نشسته و جلسه گذاشتهام اما دیدم، نگاهشان برخلاف صحبتهایی که با هم داشتهایم عوض میشود؛ در واقع آن لابیهایی که در فوتبال صورت میگیرد.»
در هر تیم بزرگ دنیا وقتی یک مربی را انتخاب میکنند نخست سراغ رزومه آن مربی میروند تا ببینند بر مبنای آن، این مربی شایستگی حضور در باشگاهشان را دارد یا خیررفاقت میتواند به فوتبال ما کمک کند؟! «کلهر» که از سال ۱۳۸۰ به صورت مستمر در همه طول سال در دانشکده تربیت بدنی مشغول به فعالیت است، ادامه داد: «سالهاست که این اتفاقات رخ میدهد، متاسفانه گوش شنوایی هم وجود ندارد و دودش هم به چشم همان مدیران میرود و نتیجه نمیگیرند؛ دچار مشکل میشوند؛ یک بدهیهای هنگفتی هم روی دست باشگاه میگذارند و بدون آنکه پاسخگویی کسی باشند میروند دنبال کارشان و این باشگاهها و مدیران بعدی هستند که دچار مشکل میشوند و به همین دلیل فوتبال ما در رأس آن دو باشگاه بزرگ پرسپولیس و استقلال در مجامع بینالمللی دچار مشکل حقوقی میشوند و این باعث میشود هواداران فوتبال از این موضوع نگران و ناراحت شوند.
این درست که به من گفتند برنامه خود را برای آکادمی باشگاه پرسپولیس بده؛ وقتی به باشگاه رفتم آقای درویش نبود؛ هیچکس در آنجا نبود که من برنامههایی را بدهم. من با آقای درویش و همه پیشکسوتان باشگاه پرسپولیس رفاقت دیرینهای دارم اما در اینجا بحث رفاقت جداست و بحث تخصص چیز دیگری است؛ شما این دوتا را بگذارید کنار هم و ببینید رفاقت میتواند به فوتبال ما کمک کند تا سطح دانش بازیکنهای ما بالاتر برود؟ آیا در باشگاههای ما کار دانشافزایی برای مربیها درست انجام میشود؟ همانگونه که میبینید متاسفانه تا اینجای کار ما دچار مشکل هستیم.»
پیشکسوت باشگاه پرسپولیس افزود: «شما نگاه کنید، در هر تیم بزرگ دنیا وقتی یک مربی را انتخاب میکنند نخست سراغ رزومه آن مربی میروند تا ببینند بر مبنای آن، این مربی شایستگی حضور در باشگاهشان را دارد یا خیر؟ یک گروه بسیار قوی روی این موضوع کار میکنند و در پایان، بهترین فرد را برای رسیدن به هدف باشگاه انتخاب میکنند و از او میخواهند در راه اهداف باشگاه به این تیم کمک کند. من آمدم برای کمک کردن تیمهای پایه باشگاه پرسپولیس تا از این وضعیت خارج شود و این توانایی را در خود میدیدیم تا با نفراتی که از جمع پیشکسوتان باشگاه پرسپولیس میآوردم به کمک هم، از این روزمرگی نجات یاییم. من «محمود کلهر» به تنهایی نمیتوانم، بلکه گروهی میتواند که سالم هستند و هدفی جز خدمت کردن به باشگاه محبوب خود ندارند اما متاسفانه با من قرار گذاشتند و من به باشگاه رفتم و دیدم جلسه فرمالیته بود و اینکه فقط من یک برنامهای به باشگاه بدهم و باید روی آن برنامه من توضیح بدهم و براساس همان برنامه کارها را انجام میدادم.
در واقع هزینههای هنگفتی که با آمدن بازیکنان خارجی بیکیفیت روی دست باشگاه گذاشته میشد را با برنامهای که داشتم پایین میآوردم چون با سرمایهگذاری در تیم ردههای پایه، باشگاه میتواند آینده خود را بسازد.
متاسفانه رفیقبازی در فوتبال ما توسعه پیدا کرده و این بزرگترین ضربه به فوتبال باشگاهی و حتی ملی ماست. در همین دو باشگاه پرسپولیس و استقلال مدیران بسیاری با لابی آمدند و رفتند بدون آنکه تاثیرگذار باشند. اگر میخواهیم فوتبال ما تغییر کند و موفق شود باید دیدگاه مدیران ما تغییر کند.»/ ایرنا
نویسنده : sportbody
تاریخ : چهارشنبه 30 شهریور 1401
فراگیر شدن ورزش و اهمیت جایگاه آن در مناسبات بینالمللی، توجه فراوانی را از ناحیه دولتها متوجه این پدیده ساخته است. موفقیت کشورها در میادین بینالمللی ورزشی علاوه بر آثار اجتماعی و اقتصادی، نمادی از ثبات و توانمندیهای همهجانبه آن کشورها محسوب میشود.
مجید روانستان فراگیر شدن ورزش و اهمیت جایگاه آن در مناسبات بینالمللی، توجه فراوانی را از ناحیه دولتها متوجه این پدیده ساخته است. موفقیت کشورها در میادین بینالمللی ورزشی علاوه بر آثار اجتماعی و اقتصادی، نمادی از ثبات و توانمندیهای همهجانبه آن کشورها محسوب میشود.
در دنیای مدرن امروزی، موفقیت رشتههای ورزشی و فدراسیونهای مرتبط در گرو استفاده از یافتههای جدید علمی تربیتبدنی و ورزش است. مربیان ورزش تلاش دارند تا شناسایی قهرمانان هر رشته، بهصورت تصادفی، علاقه شخصی و خانوادگی نباشد، بلکه با بهکارگیری روشهای علمی و از طریق تعیین و اولویتبندی شاخصهای مختلف انجام شود زیرا در اینصورت علاوه بر صرفهجویی در وقت و هزینه، موفقیت بیشتری در رسیدن به اوج عملکرد ورزشی حاصل میشود.
تفاوت در عملکرد ورزشکارانی که مهارتی یکسان را فرا میگیرند، اما در عمل، اجراهای متفاوتی را نشان میدهند، بهدلیل تفاوت استعدادهای آنهاست. در سالهای اخیر شاهد رشد و ترقی فوتبال ملی نبودهایم و افرادی که بر مسند فوتبال ایران تکیه زدند چیزی را در این فوتبال تغییر ندادهاند؛ اگر موفقیتی در عرصه ملی دیدیم به دلیل حضور بازیکنان با استعداد است. افرادی که بر مسند مدیریت فدراسیون نشستند با وجود اینکه زمان زیادی داشتند اما تحولی در فوتبال ایجاد نکردند و از لحاظ استعدادها روز به روز در حال افول هستیم.
در بخش نخست این گزارشها، ضمن آشنایی با انواع نسلها، فوتبالیستهای نسلهای مختلف (G، S، B، X، Y و Z) را مقایسه کردیم و به معرفی نخستینهای فوتبال ایران در جهان پرداختیم و در بخش دوم به مهمترین شاخصهای استعدادیابی در فوتبال اشاره خواهیم داشت.
شواهد و نظریههای علمی فرایند استعدادیابی به ما این امکان را میدهد که با اندازهگیری ویژگیهای جسمانی، فیزیولوژیکی، روانی و اجتماعی به همراه تواناییهای تکنیکی، عملکرد را پیشبینی کنیم. پیداکردن مؤثرترین و پرکاربردترین روش استعدادیابی بسیار پیچیده بوده و از مدتها پیش دغدغه محققان بوده است. بسیاری از کشورهای شرق اروپا متوجه ضعف برنامههای سنتی استعدادیابی شده و به توسعه روشهایی روی آوردند که شواهد و نظریههای علمی از آنها حمایت میکردند.
برنامههای مربوط به استعدادیابی در کشورهای غربی، آمریکای شمالی و کشورهای مشترکالمنافع نیز مورد توجه قرار گرفت. جامعه ایران از لحاظ استعداد انسانی بسیار غنی است و از این نظر زمینه مناسبی وجود دارد. اما به ظاهر ریشه مشکل را باید در فقدان برنامهریزی و فرآیند شایسته جستوجو کرد که خود این مساله نیز شاید ریشه عمیقتری در عدم شناخت و ناآگاهی نسبت به مشکلات واقعی و اصلی دارد.
استعدادیابی ورزشی در کشور هنوز به صورت سنتی و با استفاده از مشاهده میدانی انجام میشودبر پایه سنتها، آرزوها در ایران مشغول شدن جوانان در رشته ورزشی خاص بیشتر بر پایه سنتها، آرزوها و علایق فردی استوار است و به محبوبیت آن ورزش، فشار والدین، تخصص معلمان مدارس و فراهم بودن امکانات ورزش مورد نظر بستگی دارد. استعدادیابی ورزشی در کشور هنوز به صورت سنتی و با استفاده از مشاهده میدانی انجام میشود.
بسیاری از نویسندگان از روشهای سنتی استعدادیابی به عنوان انتخاب طبیعی نام بردهاند که شناسایی در آنها به طور معمول بر افرادی متمرکز است که پیش از این بهطور جدی به یک ورزش مشغول شدهاند. فلسفۀ اصلی استعدادیابی و پیروی از برنامههای آن این است که توسعۀ ورزشکاران جوان به بهترین شکل زمانی اتفاق افتد که فرد در ورزشی تربیت شود که برای او مفیدتر است.
اولویت باشگاههای درجه اول ورزشکار مستعد و بااستعداد خیلی زود شناسایی شده و بهطور مداوم کمک شود تا به درجههای بالای اجرایی در ورزش برسد. بسیاری از باشگاههای بزرگ فوتبال جهان بازیکنهای مستعد را در سنین پایین ثبتنام میکنند و تحت برنامههای تخصصی قرار میدهند تا تواناییهای آنان را تکمیل کنند؛ بنابراین، انتخاب، رشد و راهنمایی حرفهای بازیکنهای جوان در صدر اولویتهای بسیاری از باشگاههای درجه اول فوتبال جهان قرار گرفته است.
مهمترین شاخص برای استعدادیابی در فوتبال، شاخص مهارتی تکنیک انفرادی است و از میان زیرشاخصهای مهارتی تکنیک انفرادی (پاسدادن)، مهارتی تاکتیک انفرادی (جاگیری مناسب)، آنتروپومتریک (قد) و جسمانی حرکتی (سرعت) مهمترین شاخصها برای استعدادیابی در فوتبال هستند.
شاخصهای استعدادیابی همچنین ۱۰ شاخص برتر برای استعدادیابی فوتبال به ترتیب اهمیت عبارتند از «کنترل توپ، پاسدادن، جاگیری مناسب، قد، پاسدادن و نفوذکردن، جثه، سرعت، قدرت تصمیمگیری و انتخاب، حرکت بدون توپ و مسئولیتپذیری».
در دهههای اخیر، فوتبال به صنعتی چند میلیارد دلاری تبدیل شده است و طبق آمار فدراسیون فوتبال بیشتر از ۲۰۰ میلیون فوتبالیست فعال در جهان وجود دارد.در دهههای اخیر، فوتبال به صنعتی چند میلیارد دلاری تبدیل شده است و طبق آمار فدراسیون فوتبال بیشتر از ۲۰۰ میلیون فوتبالیست فعال در جهان وجود دارد. با وجود چنین پتانسیل بالایی، این ورزش پرطرفدار به توجه بسیاری نیاز دارد تا شرایط رشد و توسعه افراد مستعد بوسیله برنامههای مدون استعدادیابی فراهم شود؛ تحقیقات کلی حول استعدادیابی فوتبال انجام شده؛ با این حال تلاشهایی برای تدوین شاخصهایی برای استعدادیابی در رشتههای مختلف صورت گرفته است.
یکی از کارهای مهم انجام شده، از سوی برنامه ستارهساز است که توجه به استعدادهای جوان و جویای نام بوده و در این راه کارهای بزرگی نیز انجام شده است.
مطالب مرتبط
نویسنده : sportbody
تاریخ : سهشنبه 15 شهریور 1401
در مورد چالشهای داوری در فوتبال بارها مطلب نوشتیم، اما این چالشها پایانی ندارد؛ هیچگاه در این سالها کمیته داوران با رئیس دپارتمان داوری تعامل نداشتهاند و این مساله به یکی از معضلهای روز فوتبال ما تبدیل شده است. در واقع داورها قربانی این جاهطلبیها میشوند.
مجید روانستان ایرنا- در مورد چالشهای داوری در فوتبال بارها مطلب نوشتیم، اما این چالشها پایانی ندارد؛ هیچگاه در این سالها کمیته داوران با رئیس دپارتمان داوری تعامل نداشتهاند و این مساله به یکی از معضلهای روز فوتبال ما تبدیل شده است. در واقع داورها قربانی این جاهطلبیها میشوند.
متاسفانه هیچ مرجعی به این اتفاق مهم رسیدگی نمیکند و بیشتر مواقع، رئیسهای کمیته داوران بدون توجه به قوانین، هرآنچه که دوست دارند را به اجرا میگذارند. آنها حتی بستگان نزدیکشان را بدون رعایت چارچوب قانونی به کار میگیرند! حتی یکی از متولیان این بخش، کارمند خود را برای نظارت بر داوری بستگانش انتخاب میکند و هیچ صدای اعتراضی به اینگونه اقدامات ابهامانگیز بلند نمیشود و آنچه میماند، آینده مبهم داوران با انگیزه و با دانشی است که از جایگاه اصلی خود دور ماندهاند.
پُستهای لحظهای خبری که ما را بر آن داشت تا دوباره به مبحث داوری بپردازیم؛ انتصاب «غلامرضا سلیمانی» بهعنوان مسئول اجرایی دپارتمان داوران بود. پستی که نه تنها در دپارتمان داوری بلکه در هیچ دپارتمانی تعریف نشده و در چارت دپارتمان داوری، رئیس و یا سرپرست دپارتمان داریم اما چیزی با عنوان «مسئول اجرایی دپارتمان داوران» وجود ندارد و این پست من درآوردی است!
در فوتبال یک اساسنامه داریم و کشورهایی که تابع فیفا هستند باید آن را اجرا کنند. در این اساسنامه نوشته شده رئیس کمیته داوران باید با انتخاب مجمع در هیأت رئیسه قرار بگیرد و بعد رئیس کمیته داوران را از بین خودشان انتخاب کنند. در اساسنامه نوشته شده باید در کمیته داوران، دپارتمان داوری داشته باشیم اما در فوتبال ما چنین چیزی وجود ندارد و رئیس کمیته داوران، غیرقانونی در این پست قرار دارد. رئیس دپارتمان هم نداریم و به جای آن یک پست من درآوردی تعریف میشود!
برای روشن شدن این موضوع ابتدا با «حسن کامرانیفر» دبیرکل فدراسیون فوتبال که این حکم را امضاء کرده و سپس «خداداد افشاریان» رئیس کمیته داوران چندین بار تماس گرفتیم که هیچکدام پاسخگو نبودند. جای بسی تاسف است که پست جدید و غیرقانونی را تعریف میکنند و به راحتی از پاسخگویی درباره این اقدام خود، شانه خالی میکنند.
چرا سایت فدراسیون اطلاعرسانی نکرد؟ نکته عجیب اینکه سایت فدراسیون فوتبال در این رابطه اطلاعرسانی نکرده است؛ تنها دلیل این اقدام، میتواند این باشد که در چارت سازمانی یک دپارتمان، پستی که تعیین میکنند باید ابتدا هیأت رئیسه تصویب کند و چون هیأت رئیسهای وجود ندارد، کار غیرقانونی بوده؛ پس بهتر دیدند که در سایت فدراسیون خبر به این مهمی را کار نکنند و به همین دلیل در رسانهها، خبری با عنوان انتصاب «رئیس دپارتمان داوری» میدهند و هیچکدام نیز آن را تکذیب نمیکنند. «تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!»
به همین دلیل با «غلامرضا سلیمانی» که به این سمت منصوب شده، به گفتوگو پرداختیم که پاسخهای او، برخی از واقعیت پنهان داوری در فوتبال ما را روشن میسازد.
ایرنا: شما را در رسانهها بهعنوان «رئیس دپارتمان داوران» معرفی کردند اما در حکمتان «مسئول اجرایی دپارتمان داوران» نوشته شده است؛ شما اکنون باید رئیس دپارتمان داوری بدانیم یا مسئول اجرایی دپارتمان داوران که این دومی وجاهت قانونی هم ندارد؟! سلیمانی: از حدود ۲ ماه پیش بود که با من تماس گرفتند؛ من به هیچ عنوان قبول نمیکردم چون دوست دارم آرامش داشته باشم و نمیخواهم آرامش خود را از دست بدهم. برخی از دوستان واسطه شدند؛ بهخصوص داورها که از من خواستند بیایم تا به داوری کمک کنم تا آرامش به داوری برگردد. «کامرانیفر (دبیرکل)» نیز همین عقیده را داشت و حتی گفت اگر شما نخواهید کمک کنید، آقای ایکس نخواهد بیاید، پس چه کسی باید این کار را انجام دهد؟
در اینکه حکم من قانونی نیست شکی ندارم و حتی در جلسهای که با افشاریان و کامرانیفر داشتم به آنها گفتم این جایگاهی که برای من تعریف کردهاید، با این عنوانی که در ابلاغ من میزنید تناقض دارد.در این بحثی که شما میگویید حکم من قانونی نیست شکی ندارم و حتی در جلسهای که با «افشاریان (رئیس کمیته داوران) و کامرانیفر (دبیرکل)» داشتم به آنها گفتم این جایگاهی که برای من تعریف کردهاید، با این عنوانی که در ابلاغ من میزنید تناقض دارد. توجیه آنها این بود چون شما بازنشسته هستید ما هیچ راهی برای آن نداریم که شما را رئیس دپارتمان داوری معرفی کنیم و ابلاغ بزنیم و قراردادت به این منظور باشد. حتی حکم را نگه داشتند و «کامرانیفر» به دنبال راهی بود تا این مشکل را حل شود و گفت دکتر (ماجدی) گفته اصلاً این تخلف محض است و نمیشود.
تخلف حقوقی ایرنا: اگر تخلف است چرا انجام میدهند؟ تازه میتوانستند شما را بهعنوان مشاور معرفی کنند نه آن عنوان کذایی! سلیمانی: تخلف حقوقی است. بله درست میگویید؛ اینها میتوانستند مرا بهعنوان مشاور معرفی کنند؛ مثلاً مشاور رئیس کمیته داوران و یا دبیرکل.
ایرنا: اکنون این پرسش مطرح است چرا دوست ندارند رئیس دپارتمان داوری را انتخاب نمایند؟! سلیمانی: گفتند گزینه مناسب پیدا نکردیم.
ایرنا: گزینه مناسب نداشتند؟! واقعیت این است که آنها فردی را که رئیس کمیته داوران روی او تسلط داشته باشد را پیدا نکردهاند؛ اکنون میخواهند با آبروی شما بازی کنند؟ سلیمانی: نه! من سیستم کاری خود را از آنها جدا کردهام. آن وضعیتی که پیش از من «رضا سخندان» و «حسن کامرانیفر» در زمان رئیس دپارتمان داوری پذیرفته بودند را قبول نکردم. گفتم من فقط در این حوزهها دخالت میکنم. مثل قبل که در دپارتمان داوری بودم و صفر تا صد کار دست خودم بود، دیگر کار نمیکنم. به آنها گفتم تنها در این بخش کار میکنم؛ آنها نیز پذیرفتند. البته این را نیز گفتم کمک و مشاوره میدهم اما به هیچ عنوان دخالت مستقیم در کار شما (چیدمان داوری) نمیکنم.
ما به توافق رسیدیم که من در بخش اجرایی همین دپارتمان داوری باشم. در کارهای کلان آنها به هیچ عنوان دخالت نمیکنم. حالا بخواهند اشتباه کنند، اشتباه کنند!ایرنا: لطفا این موضوع را باز کنید؛ شما در انتخاب داورها نقشی نخواهید داشت پس بنابراین قرار است چه کاری را در دپارتمان داوری انجام دهید؟ سلیمانی: مصوبههایی که کمیته داوران تصویب میکند، من میروم با همکارانی که آنجا هستند اجرا میکنم. در واقع بیشتر مدیریت خواهم کرد تا خدای ناکرده همکارانم اشتباه نکنند. در کل، تصمیمهای کلان در دست خود کمیته داوران است و هر تصمیمی گرفتند آن هم طبق اساسنامه با خودشان است. همه اختلافهایی که بین کمیته داوران و دپارتمان داوری وجود دارد بهدلیلل همین تداخل کاری و موازی کاری است.
من آمدم و گفتم اگر میخواهید این اتفاق نیفتد یا صفر تا صد آن را بدهید به دپارتمان داوری یا اینکه به روشی که من میگویم باشد. پس بنابراین ما به توافق رسیدیم که من در بخش اجرایی همین دپارتمان داوری باشم. در کارهای کلان آنها به هیچ عنوان دخالت نمیکنم. حالا بخواهند اشتباه کنند، اشتباه کنند!
فقط مشورت میدهم ایرنا: یعنی در چیدمان داوری دخالتی نخواهید داشت؟ سلیمانی: به هیچ عنوان نمیخواهم دخالت کنم. مگر آنکه از من کمک بخواهند؛ فقط مشورت میدهم و تصمیم با خودشان است.
ایرنا: اما موضوع مهم این است وقتی شما را بهعنوان رئیس دپارتمان داوری معرفی کردند هیچکس و حتی خودتان هم تکذیب نکردید. در حالیکه این انتظار از شما میرفت واقعیتها را بگویید. سلیمانی: این پرسش شما را باید «افشاریان و کامرانیفر» پاسخ بدهند.
ایرنا: البته نه «افشاریان» و نه «کامرانیفر» به هیچیک از تماسهای ما پاسخ نداند و احساس میشود که از این موقعیت سوءاستفاده شد تا دهان منتعقدان بسته شود؟ سلیمانی: الان خیلی از دوستان فکر میکنند من مثل سابق، همه کارها را انجام میدهم و اگر قرار بود رئیس دپارتمان باشم حرف شما و دیگر دوستان درست بود که میخواهند از اسم من سوءاستفاده کنند و به اصطلاح توپ به زمین من بیندازند اما من به هیچ عنوان زیر بار این مسئولیت نرفتم. من الان در کل، مدیریتِ کارهای اجرایی که آنها مصوب میکنند را انجام میدهم. اگر از من کمک خواستند کمک میکنم اما بدون مسئولیت(!)؛ نخواستند که فبهاالمراد.
اما در ادامه پرسش قبلیتان باید بگویم اینجا چون منع قانونی داشت من نمیتوانستم در آن پست باشم پس بنابراین نمیتوانستم در چیدمان داوری دخالت کنم چون شرایط باید به گونهای باشد تا صفر تا صد کار در اختیار من باشد... من هم با شما موافقم که اینها میتوانستند یک گزینه دیگر داشته باشند یا عنوان دیگری به جز این چیزی که در حکم من زدهاند برایم انتخاب میکردند.
«کامرانیفر» از دو نفر اسم برد که گزینه رئیس دپارتمان داوری بودند اما به این نتیجه رسیدند که من باشم. من به آنها گفتم الان هم اگر شما موافق باشید همان گزینهای که داشتید بیاید؛ اگر مورد تائید من باشد با او کار کنم. اگر اینها میخواستند با آن توضیحاتی که شما گفتید نفر واجد شرایط باشد باید فرد دیگری را به جای من انتخاب میکردند.
ایرنا: در واقع اینها دوست ندارند رئیس دپارتمان داوری داشته باشند تا به راحتی مهرهچینیهای خود را انجام دهند؟! سلیمانی: این را من نمیدانم اما اگر احساس کنم که هیچ نقشی ندارم یا از نام من سوءاستفاده میشود همین فردا میروم.
تخلف محسوب نمیشود! ایرنا: گویا عادت داریم تخلف روی تخلف انجام دهیم! سلیمانی: این گذشت است و تخلف محسوب نمیشود! شما موافقت میکنید در ازای مبلغی «چند ساعت» کار کنید؛ من این گذشت را کردم و حاضر شدم با آن مبلغی که قانون برای من تعیین کرده بروم کمک کنم. قبلاً هم گفتم و باز هم میگویم، هر زمانی احساس کنم اوضاع بر وفق مرادم نیست میگویم خداحافظ!
تا زمانی که کمیته داوران ما رئیساش اولاً نباید داور باشد و عضو هیأت رئیسه باشد، تفهیم اختیار میکند و اینکه خودش کمیته داوران است و جای دپارتمان داوری چیدمان را انجام میدهد، هیچگاه اوضاع ما درست نمیشود.ایرنا: چرا برای شما ساعت کاری تعیین کردهاند و شما باید از ۹ صبح تا ۴ بعدازظهر در محل کارتان باشید؟ سلیمانی: این «خانه از پای بست ویران است»؛ تا زمانی که کمیته داوران ما رئیساش اولاً نباید داور باشد و عضو هیأت رئیسه باشد، تفهیم اختیار میکند و اینکه خودش کمیته داوران است و جای دپارتمان داوری چیدمان را انجام میدهد، هیچگاه اوضاع ما درست نمیشود. تا زمانیکه رئیس کمیته داوران عضو هیأت رئیسه و کمیته داوران است مطمئناً جایگاه خودش را به همه امورات داخلی ترجیح میدهد.
ایرنا: هیچکس با «ایرج احمدی» حاضر نیست کار کند شما چطور آن را پذیرفتید؟ سلیمانی: من نرفتم مهرهها را جابهجا کنم. آنها یک بحث حقوقی دارند. وقتی شما یکی را برکنار میکنید باید تبعات آن را بپذیرید. خانواده دارد؛ زندگی دارد؛ چند سال زندگی و جوانی خود را گذاشته روی آن کار. باید مدیریتش کرد. متاسفانه تا به حالا او را مدیریت نکردهاند. اما عقیده دارم «احمدی» یک فردی کار بلد است؛ خب شیطنتهایی را هم دارد. شما فراموش نکنید در مدتی که دپارتمان رئیس نداشت، همه چیز به احمدی ختم میشد.
اگر به دنبال یک وسیله ورزشی کم هزینه و یک گزینه تمرینی سرگرم کننده و قابل حمل هستید، طناب زدن را مد نظر قرار دهید.
اگر به دنبال یک وسیله ورزشی کم هزینه و یک گزینه تمرینی سرگرم کننده و قابل حمل هستید، طناب زدن را مد نظر قرار دهید.
ممکن است طناب زدن را فقط در خاطرات کودکی خود بیاد آورید و در بزرگسالی فراموش کرده باشید که طناب زدن چه وسیله کوچک قدرتمندی می تواند باشد. طناب زدن با کاهش اثرات پیری می تواند شما را جوان نگه دارد.
زمانیکه در خانه یا در سفر هستید و به باشگاه ورزشی یا مسیر پیاده روی یا مسیر ایمن برای دویدن دسترسی ندارید، طناب زدن می تواند یک تمرین چالش برانگیز را ارائه دهد.
پیدا کردن یک طناب برای پرش با قیمت کم آسان است و می توانید تقریباً در هر جایی که فضای کف و ارتفاع برای چرخاندن طناب وجود داشته باشد، طناب بزنید. حتی اگر فضا یا بودجه کمی دارید، می توانید حرکات طناب زدن را بدون طناب تقلید کنید!
طناب زدن مهارتی است که با تمرین نسبتاً آسان می توان به آن مسلط شد. طناب زدن به زمان بندی، هماهنگی، استقامت و قدرت اولیه برای انجام چند دقیقه پرش مداوم نیاز دارد و این مهارت را می توان در طول زمان برای دستیابی به جلسات طولانی تر بهبود بخشید.
اگر هر روز متعهد به طناب زدن باشید، این ورزش واقعاً بدن شما را متحول می کند. مبارزه با اثرات پیری تنها یکی از دلایل زیادی برای شروع یک روال طناب زدن است.
در این گزارش به تغییراتی که در بدن با طناب زدن ایجاد می شود، اشاره شده است.
طناب زدن باعث بهبود عملکرد و تحرک پا می شود
ما هر روز از سیستم استخوان ها، رباط ها، تاندون ها و ماهیچه های پا استفاده می کنیم تا به جایی که می خواهیم برسیم. همانطور که در مطالعه منتشر شده در Scientific Reports اشاره شده است، کاهش سلامت و عملکرد پا می تواند منجر به کاهش کیفیت زندگی شود.
خوشبختانه، طناب زدن روشی عالی برای به چالش کشیدن پاها به منظور تقویت بهبود قدرت و تحرک پا است. عمل طناب زدن مستلزم جهش سریع با پا است که این عمل به پاها کمک می کند، قدرت پیدا کنند.
طناب زدن باعث تقویت عضلات پایین تنه می شود
طناب زدن روزانه یک روش عالی برای بهبود قدرت و تقویت قدرت عضلانی قسمت پایین تنه است. عضلات چهارسر ران، باسن، ساق پا، شکم، خم کننده های لگن و عضلات پا هنگام طناب زدن استفاده می شوند و این عضلات با طناب زدن هر روز تقویت می شوند.
محققان در سال ۲۰۱۸، قدرت پا را در پسران ۱۰ تا ۱۲ ساله پس از افزودن ۱۰ هفته تمرین طناب زدن به مدت سه بار در هفته، بررسی کردند. آنها متوجه شدند که قدرت پاهای پسرانی که برنامه طناب زدن داشتند به طور قابل توجهی بهبود یافته بود.
محققان به شدت برنامه طناب زدن را برای تقویت قدرت پا توصیه می کنند. آنها می گویند: حتی اگر قبلاً یک ورزشکار آموزش دیده بوده اید، اضافه کردن عادت طناب زدن روزانه به روال خود می تواند به شما کمک کند تا قدرت عضلات پایین تنه و ساق پای خود را تقویت کنید.
طناب زدن هماهنگی و تعادل را افزایش می دهد
هماهنگی و تعادل به ما کمک می کند تا از بدن خود در محیط اطراف خود آگاه باشیم و به راحتی حرکت کنیم. هماهنگی و تعادل برای محدود کردن خطر سقوط و آسیب دیدن در هر سنی مهم است.
طناب زدن روزانه می تواند منجر به پیشرفت های عصبی شود که هماهنگی و تعادل را بهبود می بخشد. مطالعهای که در سال ۲۰۱۵ در مجله علوم و پزشکی ورزشی منتشر شد، نشان داد ورزشکارانی که تمرین خود را با طناب زدن شروع کردند، پس از هشت هفته، هماهنگی حرکتی عمومی بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند که تمرینات روزانه خود را بدون طناب زدن انجام دادند.
طناب زدن موجب تقویت تناسب اندام تنفسی و قلبی عروقی می شود
طناب زدن یکی از در دسترس ترین راه ها برای انجام یک تمرین عالی قلبی عروقی است. مراقبت از قلب و ریه ها برای سلامت طولانی مدت مهم است. بیماری قلبی علت شماره ۱ مرگ و میر است و از هر چهار نفر یک نفر بر اثر بیماری قلبی می میرد .
در سال ۲۰۱۷، محققان یک دانشگاه کرهای که مطالعهای را در مجله علوم فیزیوتراپی منتشر کردند، گروهی از زنان ۲۰ ساله را که در رده گروه اضافه وزن قرار می گرفتند انتخاب کردند و آنها را به دو گروه تقسیم کرده و به یک گروه برنامه ای برای طناب زدن هفته ای سه بار به مدت چهار هفته ارائه دادند.
محققان دریافتند که ظرفیت حیاتی (VC) (مقدار هوایی که فرد میتواند پس از یک دم عمیق با یک بازدم قوی آن را از ریهها خارج کند)، برای گروهی که طناب می زدند به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
طناب زدن استقامت عضلانی را افزایش می دهد
استقامت عضلانی برای عملکردهای ضروری مانند وضعیت بدنی و فعالیت های روزمره مهم است. وقتی استقامت عضلانی خوبی داشته باشیم، میتوانیم کارها یا تمرینات را برای مدت طولانیتری بدون خستگی کامل کنیم.
اگر استقامت عضلانی خوبی داشته باشید، کارهای خانگی مانند رنگ آمیزی اتاق یا حیاط را می توان با سهولت بیشتری انجام داد.
از دیگر فواید ورزش تأثیر مطلوب بر روح و روان و شخصیت اجتماعی هر فرد است. انجام فعالیت های بدنی یکی از بهترین راه های کسب ”احساس خوب“ در طول روز است. وقتی ورزش می کنید خود را از همه تنش های روزانه، همه استرس هایی که به شما وارد شده و همه فشارهای روانی می رهانید. چرا که در حال ورزش کردن با ترشح اندروفین از مغز شما احساس آسودگی خاطر و آرامش می کنید.
ورزش می تواند به جوان نگه داشتن فکر شما کمک کند. تحقیقات انجام گرفته بر روی موش ها نشان می دهد که موش هایی که در روز روی یک چرخ می دوند، سلول های عصبی جدید بیشتری تولید کرده و ارتباطات تقویت کننده حافظه در مغزشان، نسبت به موش های ساکن و بی حرکت بیشتر است. تحقیقات انجام گرفته روی انسان ها در مورد پیری و ورزش نیز نشان می دهد که بین فعالیت جسمانی و حفظ توانایی شناخت در افراد پیر ارتباط وجود دارد.
تحلیل محتوای سخنان ورزشکاران نشان میدهد ۲۹ تن از آنان، به دلیل مسائل ورزشی ایران را ترک کردهاند. نارضایتی از مسئولان وقت فدراسیون یا شرایط حاکم بر ورزش کشور در رقم خوردن این شکل از مهاجرت نقشی اساسی داشته است.
رحمتالله خدادادی
ایرنا / تحلیل محتوای سخنان ورزشکاران نشان میدهد ۲۹ تن از آنان، به دلیل مسائل ورزشی ایران را ترک کردهاند. نارضایتی از مسئولان وقت فدراسیون یا شرایط حاکم بر ورزش کشور در رقم خوردن این شکل از مهاجرت نقشی اساسی داشته است.
مقدمه خبر مهاجرت ورزشکاران رشتههای مختلف ورزشی همیشه تلخ است، هر چند بسیاری از آنان برای ادامه تحصیل و برخی دیگر به دلیل داشتن رقبای فراوان در رشته خود برای حضور در مسابقات المپیک یا قهرمانی قارهای چارهای جز لژیونر شدن برای کشور دیگری ندارند. با این وجود، همواره این رویداد موج منفی در جامعه ایجاد میکند و پیامدهای فراوانی برای کشور دارد زیرا شانگر کوچ نخبگان از وطن است.
در نیم قرن اخیر ایرانیها موجهای مهاجرت زیادی را تجربه کردهاند و میتوان گفت کشورمان در حال حاضر در موج تازهای قرار دارد. در دهه ۶۰ ایران با موج جدیدی از مهاجرت روبهرو شد که در دوران انقلاب و آغاز جنگ بود و عدهای به دلیل فرار از جنگ از ایران رفتند و تعدادی با انگیزههای سیاسی. موج بعدی مهاجرت در دهه هشتاد با فرار مغزها از دانشگاههای برتر کشور همراه بود که در این دوره با خروج موجی از المپیادیها و نخبگان به غرب و مراکز علمی و دانشگاهی معتبر جهان مواجه شدیم. در همین زمان شاهد یک موج خروج سرمایه از کشور به کشورهایی مانند کانادا، آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی بودیم.
دهه ۹۰ به دلیل افزایش قیمت ارز، گرانی، تورم، بیثباتی و چالشهای اقتصادی، وضعیت روانی جامعه دچار بحران شد تا یک موج مهاجرت به کانادا، گرجستان، ترکیه و سایر کشورها به راه بیفتد. در دوره حاضر هم موج دیگری در جریان است؛ مهاجرت استادان دانشگاهها، پزشکان و بخشهای مختلف جامعه ورزشی (اعم از قهرمانان، مربیان، داوران، مجریان و کارشناسان تلویزیونی) این موج را تشکیل میدهند. البته شتاب مهاجرت ورزشکاران بر خلاف آنچه در ذهنیت اجتماعی ساخته شده، چندان نیست اما میتواند به تصویری غلط در جهان مبنی بر احساس ناامنی در ایران و همچنین افول پرستیژ ملی تبدیل میشود.
شتاب مهاجرت ورزشکاران بر خلاف آنچه در ذهنیت اجتماعی ساخته شده، چندان نیست؛ اما میتواند به تصویری غلط در جهان مبنی بر احساس ناامنی در ایران و همچنین افول پرستیژ ملی تبدیل می شود.آمار سازمان جهانی مهاجرت نشان میدهد ایران دارای رتبه ۶۹ از میان ۱۸۸ کشور و در مهاجرت دارای نرخ ۳.۴ درصد است.[۱] براساس یک بررسی در دفتر پژوهش ایرنا، تا نیمه اردیبهشت ۱۴۰۱ تعداد ۶۶ ورزشکار مطرح از ایران مهاجرت کردهاند؛ البته در چهار دهه گذشته همواره روند مهاجرت ورزشکاران ایرانی یکسان نبوده و در زمانهایی اوج و فرود داشته است.
بسیاری از ورزشکاران کمبود امکانات، بیتوجهی مسئولان ورزش، دعوت نشدن به تیم ملی، نامشخص بودن آینده روشن، مخالفت با حجاب و نابسامانی وضعیت اقتصادی ایران را دلایل مهاجرت خود بیان کردهاند. البته هستند ورزشکارانی که به دلیل نارضایتی یا بیمهری مسئولان وقت فدراسیونهای ورزشی یا اعلام مخالفت خود با مسابقه ندادن با ورزشکاران رژیم صهیونیستی مهاجرت کردهاند. برخی دیگر نیز معتقدند مقامهای ایران نتوانستند شرایط مطلوب را برای بسیاری از استعدادها فراهم کنند تا در ایران به ادامه ورزش به صورت حرفهای بپردازند.
تکواندو، مهاجرفرستترین رشته ورزشی براساس یک تقسیمبندی میتوان گفت از میان ۶۶ ورزشکار مهاجر در فهرست مورد بررسی ایرنا، ۲۱ تن از آنان زن و ۴۵ نفر مرد بودهاند.
براساس این بررسی، رشته تکواندو با ۹ خروجی در صدر فدراسیونهایی قرار دارد که زمینه خروج قهرمانان ایران را فراهم کرده است. البته برخی از کارشناسان این رشته ورزشی معتقدند توسعه روزافزون تکواندو در ایران و حضور پرشمار ورزشکاران تراز اول جهان در کشورمان، زمینه را برای پیوستن تکواندوکاران ایرانی به تیمهای ملی دیگر کشورها فراهم کرده است؛ هرچند در گذشته اختلافهای مسئولان فدراسیون با کادر فنی تیم ملی بر سر حقوق آنان، زمینه قهر تکواندوکاران ایران با تیم ملی را ایجاد کرد.
رشته تکواندو با ۹ خروجی در صدر فدراسیونهایی قرار دارد که زمینه خروج قهرمانان ایران را فراهم کرده؛ برخی کارشناسان این رشته معتقدند توسعه روزافزون تکواندو در ایران و حضور پرشمار ورزشکاران تراز اول جهان در کشور، زمینه را برای پیوستن تکواندوکاران ایرانی به تیمهای ملی دیگر کشورها فراهم کرده استشطرنج و کشتی دیگر فدراسیونهایی هستند که با ۹ و ۸ خروجی، در رده بعدی این فهرست قرار دارند. بسیاری از شطرنجبازان ایرانی به دلیل دریافت بورسیه تحصیلی از کشور خارج شدهاند اما پس از مدتی ترجیح دادند برای ادامه رقابتها با پرچم کشور دیگری به میدان بروند. در این میان بیشتر بانوان شطرنجباز پس از خروج از کشور بدون حجاب در میادین بینالمللی حاضر شدهاند.
پر سروصداترین مهاجرت اما به فدراسیونهای رزمی مربوط میشود و جودو در صدر آنان قرار دارد. در مدت یاد شده، هفت ورزشکار این فدراسیون به خارج از کشور مهاجرت کردهاند که از میان آنان، «سعید ملایی» سروصدای زیادی به پا کرد زیرا اقدامات او به تعلیق جودوی ایران انجامید. با این حال در نهایت مغولستان بود که او را به عضویت تیم ملی خود درآورد.
ورزش ژیمناستیک ایران نیز با ۶ خروجی در رده پنجم قرار گرفته است، رشتهای که ایران در آن جایگاهی در عرصه آسیایی ندارد. البته ورزشکاران آن معتقدند استعداد کافی وجود دارد اما حداقل امکانات حتی برای قهرمانان ملی این ورزشِ پایه و مادر فراهم نیست؛ بنابراین چارهای جز رفتن ندارند.
قایقرانی با ۵ خروجی، کاراته با ۴ خروجی و پرورش اندام و بوکس و هندبال هر کدام به صورت جداگانه با ۳ خروجی، دیگر فدراسیونهایی هستند که آمار بالایی در از دست دادن ورزشکاران دارند؛ نجات غریق و فوتبال هر کدام به صورت جداگانه با دو خروجی و کانوپولو، بسکتبال با ویلچر، تیروکمان و شمشیربازی و وزنهبرداری هر کدام با یک خروجی در ردههای بعدی این فهرست قرار گرفتهاند.
آلمان؛ مقصد اول ورزشکاران پناهنده آمارها نشان میدهد آلمان میزبان بیشترین ورزشکاران مهاجر ایرانی است، زیرا حداقل ۱۵ تن از اسامی این فهرست تابعیت آلمان را گرفتهاند؛ پس از این کشور آمریکا، فرانسه و جمهوری آذربایجان هر کدام با هشت ورزشکار ایرانی در جایگاههای دوم، سوم و چهارم قرار دارند. هلند، کانادا، دانمارک، ترکیه، اتریش، بلژیک، اسپانیا، صربستان و حتی بلغارستان نیز در فهرست کشورهایی قرار دارند که پذیرای ورزشکاران ایرانی بودهاند.
میزان مهاجرت یا دریافت تابعیت دیگر کشورها توسط ورزشکاران ایرانی براساس سال نیز نشان میدهد دولتهای یازدهم و دوازدهم با ۴۴ ورزشکار در هشت سال رکورددار است؛ پس از آن دولت نهم و دهم با ۱۲ ورزشکار در رده دوم قرار گرفته است؛ حال آنکه تا پیش از آن، تنها دو شطرنجباز آن هم در اوایل دهه ۶۰ به دلیل ممنوع شدن شطرنج از کشور خارج شدند.
میزان مهاجرت یا دریافت تابعیت دیگر کشورها توسط ورزشکاران ایرانی براساس سال نیز نشان میدهد دولتهای یازدهم و دوازدهم با ۴۴ ورزشکار در هشت سال رکورددار استبیشترین مهاجرت یا تابعیت ورزشی در سال ۱۳۹۸ به وقوع پیوسته است. دراین سال، «محمدرضا آذرشکیب» و «صباح شریعتی» در کشتی، «صدف خادم» در بوکس، «پوریا جلالیپور» در تیروکمان، «سامان بلاغی» ملیپوش بسکتبال با ویلچر، «مبین کهرازه» در بوکس، «سعید ملایی» و «جواد محجوب» در جودو، «مهدی خدابخشی»، «فرزاد ذوالقدری»، «کیمیا علیزاده» و «پریسا فرشیدی» در تکواندو و «علیرضا فیروزجا» در شطرنج تابعیت کشور دیگری را قبول کرده یا به صورت کلی مهاجرت کردند.
سال ۱۳۹۵ در جایگاه دوم قرار دارد که در طول آن، هفت ورزشکار ایرانی همچون «شروین پاکدل» از قایقرانی، «مهتاب یادگاری»، «مژگان تاجیک» و «امین ارباب» در ژیمناستیک، «محمدمهدی بینیاز» و «پیام زرینپور» در کشتی و«الشن مرادی» در شطرنج به تابعیت دیگر کشورها درآمدند یا از ایران رفتند.
سالهای ۱۴۰۰، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۳ در ردههای بعدی قرار دارند. در سال ۱۳۹۳ «محمود زاویه» و «پوریا پورابراهیم» در نجات غریق، «ایمان جمالی» نخستین لژیونر هندبال ایران، «میلاد بیگی» و «سینا بهرامی» در تکواندو، در سال ۱۳۹۶ «دینا پوریونس لنگردی» و «کسری مهدیپورنژاد» در تکواندو، «درسا درخشانی» در شطرنج، «محمد رشنونژاد» در جودو و «کیمیا مرادی» در کانوپولو و در سال ۱۳۹۹ «غزل حکیمیفرد» و «شهره بیات» در شطرنج، «هامون درفشیپور» در کاراته، «علی قربانی» در فوتبال و «نوید زنگنه» در کشتی آزاد درخواست پناهندگی یا تابعیت دیگر کشورها را دادند.
بیشترین مهاجرت یا تابعیت ورزشی در سال ۱۳۹۸ به وقوع پیوسته است. «محمدرضا آذرشکیب» و «صباح شریعتی» در کشتی، «صدف خادم» در بوکس، «پوریا جلالیپور» در تیروکمان، «سامان بلاغی» بسکتبال با ویلچر، «مبین کهرازه» در بوکس، «سعید ملایی» و «جواد محجوب» در جودو، «مهدی خدابخشی»، «فرزاد ذوالقدری»، «کیمیا علیزاده» و «پریسا فرشیدی» در تکواندو و «علیرضا فیروزجا» در شطرنج تابعیت کشور دیگری را قبول کرده یا مهاجرت کردند.سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۷ نیز کشورمان شاهد خروج سه و چهار ورزشکار بود. در سال ۱۳۹۴ «احسان خدادادی» در ژیمناستیک، «سعید فضلاولی» در قایقرانی و «مجید داداش» در کشتی و در سال ۱۳۹۷ «آرش آقایی» در جودو، «سارا خسروی» و «محمد رمضانپور» در ژیمناستیک تابعیت دیگر کشورها را پذیرفتند.
در سال ۱۳۹۲ تنها «محسن غفار» در جودو برای دیگر کشورها به میدان رفت و از ابتدای سال ۱۴۰۰ نیز «میترا حجازیپور» در شطرنج، «حجت حقوردی» در فوتبال و «شقایق باپیری» دیگر ورزشکارانی بودند که به فهرست ورزشکاران مهاجر پیوستند.
تحلیل محتوای سخنان ورزشکاران مهاجر از دلایل مهاجرت نگاهی به دلایل خروج ورزشکاران ایرانی نشان میدهد تعداد زیادی از آنان برای حضور در میادین بینالمللی، دریافت امکانات بیشتر و البته به دست آوردن آسانتر پیراهن تیم ملی دیگر کشورها، تابعیت سایر کشورها را گرفتند. تحلیل محتوای سخنان ورزشکاران نشان میدهد ۲۹ تن از آنان، به دلیل مسائل ورزشی ایران را ترک کردهاند. نارضایتی از مسئولان وقت فدراسیون یا شرایط حاکم بر ورزش کشور در رقم خوردن این شکل از مهاجرت نقشی اساسی داشته است. خلاف آنچه به نظر میرسد، موضوعهای عقیدتی مانند لزوم داشتن حجاب در زنان ورزشکار و عدم رویارویی با حریف صهیونیستی یا احتمال وقوع آن یا اظهاراتی علیه نظام از کشور در رده دوم دلایل مهاجرت قرار میگیرد. ضمن اینکه ۶ ورزشکار هرگز حرفی از دلایل خروج خود از کشور یا مسابقه دادن برای دیگر کشورها نزدند.
فراتر از مسائل سیاسی، تنها «مجید داداش» در رشته کشتی بوده است که با ادعای تغییر دین درخواست پناهندگی داد. ورزشکارانی هم هستند که با وجود به خدمت درآمدن برای دیگر کشورها یا دریافت تابعیت همچنان بر موضوع ایرانی بودن خود تاکید دارند و بر آن پافشاری میکنند. «میلاد بیگی»، «سینا بهرامی»، «مهدی خدابخشی»، «آرش آقایی»، «هامون درفشیفر» و «محمدمهدی بینیاز»، «علی قربانی» و «الشن مرادی» از جمله ورزشکارانی هستند که تا امروز از بهکارگیری واژه «پناهنده» توسط رسانهها انتقاد کردهاند.
بیگی تکواندوکار ایرانی در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم گفته، «مطمئن باشید عرق و تعصب ایرانی من کمتر نشده که بیشتر هم شده؛ این حسرت برای من باقیمانده است تا یک روز بتوانم برای ایران مبارزه کنم.»[۲] بهرامی دیگر تکواندوکار ایرانی در این فهرست نیز به تسنیم گفته، «من تا به حال با پرچم آذربایجان از سکوی قهرمانی بالا نرفتهام. امیدوارم این افتخار نصیبم شود که با پرچم ایران از سکوهای قهرمانی بالا بروم. به طور حتم هیچ چیزی شیرینتر از افتخار آفرینی با پرچم کشورم نیست. من هیچ مشکلی با تیم ملی آذربایجان ندارم اما دوری از خانواده اذیتم میکرد به همین دلیل تصمیم را بر بازگشت گذاشتم.»[۳]
خدابخشی تکواندوکار دیگر کشورمان در این فهرست نیز درباره حضور خود در صربستان و مبارزه برای این کشور در رویدادهای بینالمللی گفته، «ماجرای رفتن من به صربستان با دیگران متفاوت است. تقدیر و سرنوشتم اینگونه بود که زندگی شخصی و فعالیت ورزشی خود را در کشور دیگری ادامه دهم. هشت ماه است که در این کشور زندگی و تمرین میکنم و حدود ۵ ماه است که با دختر مورد علاقهام که تکواندوکار است، ازدواج کردهام. متاسفانه مادرهمسرم مبتلا به سرطان است. بیماری ایشان بهگونهای است که تنها میشود روند پیشرفت آن را کنترل کرد و به همین دلیل نیاز به مراقبتهای ویژه دارد. همین مسأله باعث شده تا همسرم مجبور به زندگی در صربستان باشد و من نیز برای حمایت از او و مادرش در این کشور هستم.»[۴]
آقایی نماینده سابق تیم ملی جودو ایران نیز در گفتوگو با فارس درخصوص اقدام خود گفته، «میخواستم در ادامه مسیر برای جودوی ایران مبارزه کنم، اما آقایان گفتند تو را نمیخواهیم و ما به دنبال جوانگرایی هستیم.»[۵]
درفشیفر نیز درخصوص دلایل مهاجرت خود به رادیو کانادا گفته، «راستش را بخواهید ناراحتم. درست است که در حال محقق کردن رویای رفتن به المپیک هستم اما نه میتوانم با پرچم ایران در این بازیها شرکت کنم و نه حتی پرچم کانادایی که من را پذیرفته است؛ چون من هنوز شهروند رسمی این کشور نیستم.»
بینیاز به سایت «گرینمی» ایتالیا گفته، «در ایتالیا مردم زیادی به من کمک میکنند اما کسی هست که در این بین شور و شوق من برای مبارزه کردن و کشتی گرفتن را باور دارد. زمانی که وارد ایتالیا شدم، کمی تنها بودم. من را در ابتدا به شهر لامزیا ترمه فرستادند اما هدفم که همان کشتی گرفتن و گرفتن نتایج تاثیرگذار بود را فراموش نکردم. خوششانس هستم که یک شانس دیگر به من روی آورده است. زندگی من در ایران مربوط به گذشته میشود و حالا میخواهم که تنها به آینده فکر کنم.»
قربانی فوتبالیست ایرانی نیز گفته، «پناهنده آذربایجان نشدم بلکه یک تصمیم ورزشی گرفتم! دیبیاسی (سرمربی تیم ملی فوتبال آذربایجان) از من خوشش آمد و به تیم ملی آذربایجان دعوتم کرد.»
مرادی ورزشکار شطرنجباز هم وقتی با خبر پناهنده شدن خود مواجه شد، در صفحه اجتماعیاش نوشت: «آقایون بنگاههای خبر، جان مادرتون دست از سر من بردارید. پناهنده به آمریکا نیستم. مهاجرت کردم مثل هزاران فارغالتحصیل دانشگاه شریف و دهها استاد بزرگ شطرنج. حتی دو سال بعد از اومدن به آمریکا برای تیم ملی ایران بازی کردم. از نشر اکاذیب پرهیز کنید.»
با این وجود برکسی پوشیده نیست که مهاجرت یا پناهندگی ورزشکاران ایرانی بار منفی زیادی بر جامعه دارد و رسانههای معاند نیز از آن به بهترین شکل ممکن برای ضربه زدن به کشور استفاده میکنند.
نقد و نظر ایرنا بررسی آماری و تحلیل کیفی مصاحبههای ورزشکاران خارج شده نشان میدهد با وجود در جریان بودن گونهای از سازوکار سیاسی نشان دادن مهاجرت و همچنین پافشاری بر موضوعهایی مانند حجاب و رویارویی با حریف صهیونیستی، متأسفانه مسائل ورزشی مانند اختلافها با فدراسیون و عدم حمایتگری مالی و عاطفی از قهرمانان، رتبه نخست دلایل مهاجرت را به خود اختصاص داده است.
تردیدی نیست یک جریان مرموز بیگانه با هدف تحریم ورزش ایران به دنبال اختلافافکنی ورزشکاران با مدیران ورزشی و همچنین مخالفتخوانی آنان با باورهای دینی و وطنی است اما احترام به قهرمانان و کوشش برای حفظ احترام و شأن قهرمانیشان و همچنین فراهم کردن زمینههای رشد و استمرار افتخارآفرینی آنان میتواند مهاجرت نخبههای ورزشی را به صورت چشمگیری کاهش دهد.
پتانسیل ورزش کشور بسیار بیشتر از آن چیزی است که امروز به چشم میآید. این واقعیت از سوی کارشناسان و خبرههای این حوزه تأیید شده است، اما مشکل اینجاست که هنوز استعدادهای زیادی در ایران هستند که فرصت ظهور و ترقی به آنها داده نشده است.
پتانسیل ورزش کشور بسیار بیشتر از آن چیزی است که امروز به چشم میآید. این واقعیت از سوی کارشناسان و خبرههای این حوزه تأیید شده است، اما مشکل اینجاست که هنوز استعدادهای زیادی در ایران هستند که فرصت ظهور و ترقی به آنها داده نشده است.
در ادامه یادداشت ۱۷ بهمن روزنامه جوان به قلم اشرف رامین میخوانیم: پتانسیل ورزش کشور بسیار بیشتر از آن چیزی است که امروز به چشم میآید. این واقعیت از سوی کارشناسان و خبرههای این حوزه تأیید شده است، اما مشکل اینجاست که هنوز استعدادهای زیادی در ایران هستند که فرصت ظهور و ترقی به آنها داده نشده است. توجه به این موضوع اهمیت استعدادیابی در سطح خرد و کلان را نشان میدهد.
کشف استعدادها مقولهای مهم در ورزش همگانی و قهرمانی محسوب میشود و توجه به آن آینده این حوزه را تضمین میکند. طی این سالها برنامههای مختلفی در خصوص استعدادیابی در ردههای مختلف انجام شده و سازمانها، فدراسیونها و هیئتهای زیادی در آن نقش داشتهاند. معمولاً فدراسیونها با اعزام نمایندگان خود و برگزاری مسابقات و اردوها در استانهای مختلف، ورزشکاران بهویژه در ردههای پایه را رصد میکنند و از این طریق نخبگان را در برنامههای حمایتی خود قرار میدهند تا در آینده ستارههای ورزش کشور لقب بگیرند. از طرفی آموزش و پرورش و سازمان بسیج نیز برنامههای استعدادیابی را با برپایی پایگاههای خود در سراسر کشور دنبال میکنند. در عین حال هیئتهای استانی نیز وظایفشان را فراموش نکرده و در این پروسه سهمشان را ایفا میکنند.
پیدا کردن استعدادهای نهفته پروژه عظیمی است که تاکنون افتخارات زیادی را نصیب ورزش کشور کرده و اگر مدیران ورزش با جدیت بیشتری این موضوع را پیگیری کنند، نهتنها نگران جایگزینی ستارهها و نسلهای طلایی نخواهیم بود، بلکه باید منتظر ظهور ستارگان جدید هم باشیم. برای رسیدن به این هدف، تدوین برنامههای کوتاه و بلندمدت ضروری است.
این برنامهها باید از سوی کارشناسان امر تأیید شود و پس از گرفتن تأییدیهها و در نظر گرفتن بودجه لازم، در دستور کار همه ارکان ورزش قرار بگیرد. به سرانجام رسیدن این پروژه همکاری همهجانبه را میطلبد، از یکسو وزارت ورزش باید نقش نظارتیاش را به خوبی ایفا کند و عملکرد مدیران ارشد بابت این مسئله را مورد ارزیابی دقیق قرار دهد. از سوی دیگر فدراسیونها، ادارات کل استانها و هیئتها نیز باید همسو با برنامه استعدادیابی پیش بروند. در این مسیر آنها موظفند با جدیت و اهتمام هرچه بیشتر در جذب و کشف استعدادهای سراسر کشور تلاش کنند و اجازه ندهند دوری مسافت یا محروم بودن یک شهر و منطقه به سوختن یک استعداد بزرگ منجر شود. تشکیل کارگروههای ویژه برای شناسایی نخبهها در ردههای پایه نیز کمک بزرگی به این پروژه خواهد کرد.
استعدادیابی بحث جدیدی در ورزش ما نیست و در دهههای اخیر بارها طرحهای متنوعی در این زمینه اجرا شده است، اما چالش اصلی زمانی پیش میآید که پروسه شناسایی چهرهها بعضاً به صورت گلخانهای و پراکنده انجام میشود. اینکه با یک فراخوان عدهای از ورزشکاران نونهال و نوجوان را بدون برنامه گردهم بیاوریم و اخبار آن را با آب و تاب بازتاب دهیم، نتیجه مطلوبی در پی نخواهد داشت. اینگونه طرحها باید با یک پشتوانه قوی فنی، کارشناسی و آیندهنگری برگزار شوند تا خروجی لازم را داشته باشند و ثمره آن در عرصههای مهم به چشم آید.
در سالهای گذشته برخی رشتهها با تکیه بر مدیریت قوی و با همکاری هیئتها، استانهای مختلف و همچنین ظرفیتهای بسیج، آموزش و پرورش و حتی ورزش دانشگاهی برای خود پشتوانه قوی در تمامی ردهها فراهم کردهاند تا جاییکه نگرانی از بابت رفتن ستارهها و تغییر نسل ندارند، اما سایرین تا کفگیرشان به تهدیگ میخورد یاد استعدادیابی و سوءمدیریتهای صورت گرفته در این خصوص میافتند. با مصدومیت یا بازنشستگی یک ستاره ورزشی نباید یک رشته و یک فدراسیون وارد بحران شود. اگر مدیران به جای از دست دادن زمان، دعواهای داخلی و تلاش برای رسیدن به پست و مقام، کمی هم برای بها دادن به استعدادهای جوان وقت بگذارند، هرگز خلأیی از بابت تغییر نسل و جایگزینی نفرات احساس نخواهند کرد.
تحقیقات نشان میدهد ورزش تقریباً بر تمام سلولهای بدن تاثیر می گذارد و نه تنها قلب و عضلات بلکه سایر اندامهای بدن نیز تحت تاثیر ورزش قرار می گیرند.
تحقیقات نشان میدهد ورزش تقریباً بر تمام سلولهای بدن تاثیر می گذارد و نه تنها قلب و عضلات بلکه سایر اندامهای بدن نیز تحت تاثیر ورزش قرار می گیرند.
به گزارش پایگاه اینترنتی ان.بی.سی نیوز، بطور کلی ورزش کردن برای برخورداری از یک سلامت خوب مهم و حیاتی است.
از جمله مزایای ورزش کردن که توسط مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها آمریکا فهرست بندی شده است، می توان برخورداری از ذهن هوشیارتر، افسردگی و اضطراب کمتر، خواب بهتر، کمک به مدیریت وزن، برخورداری از استخوانها و عضلات قویتر و کاهش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی، سکته، دیابت و سرطان سینه، روده بزرگ و سایر اندام ها را نام برد.
در دستورالعملهای بهداشتی به بزرگسالان توصیه می شود که برای به دست آوردن «مزایای قابل توجه سلامتی»، دست کم ۱۵۰ تا ۳۰۰ دقیقه در هفته فعالیت بدنی با شدت متوسط یا ۷۵ تا ۱۵۰ دقیقه در هفته فعالیت بدنی شدید یا ترکیبی معادل انجام دهند.
گلن گاسر، استاد فیزیولوژی ورزش و راه حل های سلامت در دانشگاه ایالتی آریزونا در آمریکا گفت: تحقیقات نشان میدهد افرادی که اضافه وزن دارند، اما به طور منظم ورزش میکنند، هنوز از مزایای سلامتی زیادی بهره میبرند. ورزش اساساً نتایج سلامتی را تا حد زیادی مستقل از کاهش وزن بهبود می بخشد.
وی و همکارانش در مطالعه ای که مقاله ای در زمینه یافته های آن ماه اکتبر در نشریه iScience منتشر شده است، مطالعات متعددی را مرور و اثرات کاهش وزن را با ورزش برای افزایش طول عمر و بهبود سلامت کلی افراد مقایسه کردند.
گاسر گفت: در حالی که بیشتر این داده ها بر اساس مطالعات مشاهده ای بوده و نمی توان از آنها برای تعیین علت و معلول استفاده کرد، اما این تحقیق نشان می دهد که کاهش وزن با کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی خطر مرگ و میر مرتبط است. بطور مقایسه، مطالعات نشان می دهد که افزایش فعالیت بدنی یا بهبود تناسب اندام با کاهش خطر مرگ و میر در محدوده ۱۵ تا ۶۰ درصدی مرتبط است.
وی گفت: پیام اصلی این است که به نظر میرسد تنها فعالیت بدنی و تلاش برای بهبود تناسب اندام، چشمانداز بهتری برای طول عمر نسبت به تلاش صرف برای کاهش وزن فراهم میکند.
مطالعه دیگری که سال گذشته منتشر شد، همچنین نشان داد که ورزش و پیادهروی حتی کمتر از ۱۰ هزار قدم که اغلب توصیه میشود، باعث افزایش طول عمر میشود.
بر اساس نتایج این مطالعه که JAMA Open Network منتشر شده است، افراد میانسالی که به طور متوسط حداقل هفت هزار قدم در روز راه میرفتند نسبت به افرادی که کمتر راه می رفتند، در ۱۰ سال آینده حدود ۵۰ تا ۷۰ درصد کمتر در معرض خطر مرگ ناشی از ابتلا به سرطان، بیماری قلبی یا دلایل دیگر قرار داشتند.
«آماندا پالوچ»، استادیار حرکت شناسی در دانشگاه امهرست ماساچوست در آمریکا و نویسنده این مطالعه گفت: فعالیت بدنی روی مکانیسم های متعددی در بدن تاثیر دارد و به این ترتیب می تواند به طور بالقوه به پیشگیری از بیماری های مزمن و در نتیجه از مرگ زودهنگام کمک کند.
دکتر «رابرت سالیس» که از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ رییس کالج آمریکایی «پزشکی ورزش» بود، مدتهاست که ورزش را بخش مهمی از یک سبک زندگی سالم می داند. وی کمپین «ورزش دارو است» را راه اندازی کرد. این کمپین پزشکان را تشویق می کند با بیماران در مورد فعالیت بدنی خود و حتی «تجویز ورزش» صحبت کنند.
سالیس که استاد بالینی پزشکی خانواده در دانشگاه کالیفرنیا نیز هست، می گوید: افراد کم تحرک که فعالیت بدنی را شروع می کنند، بلافاصله می توانند احساس بهتری داشته باشند.
وی افزود: سلامت روان اولین مزیت ورزش کردن است و این تقریباً اولین چیزی است که مردم در نتیجه ورزش کردن به آن توجه می کنند؛ بطوری که می گویند احساس بهتری دارم، انرژی بیشتری دارم، بهتر می خوابم. ورزش به کاهش ابتلا به فهرستی از بیماری های مزمن از دیابت گرفته تا بیماری قلبی، فشار خون، کلسترول ، سرطان و غیره کمک می کند.
سالیس بیمارانی را که ورزش نمیکنند تشویق میکند با انجام فعالیت های بدنی کم، ورزش کردن را آغاز کنند. وی همچنین بیماران را تشویق میکند حتی اگر وزن کم نمیکنند، به ورزش کردن خود ادامه دهند. اغلب اوقات، تمرکز منحصر به فرد افراد روی وزن است و فکر می کنند که اگر وزن کم نکنند، ورزش برای آنها مفید نبوده است. بسیاری از آنها این موضوع را به عنوان دلیلی برای توقف ورزش کردن عنوان می کنند، اما باید بدانید که وزن ارتباط چندانی با فواید ورزش کردن ندارد و لاغر بودن به این معنی نیست که نیازی به ورزش کردن ندارید.
نویسنده : sportbody
تاریخ : پنجشنبه 08 اردیبهشت 1401
خوش آمدید
با سلام اینجا مکانی، جهت معرفی و تحقق بخشیدن به اهداف رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی می باشد ،از انتخاب شما سپاسگزاریم.
کارشناس تربیت بدنی و علوم ورزشی وحید ریاحی
آسیب شناس ورزشی و حرکات اصلاحی وحیده ریاحی